شد . در آن زمان است كه « وجُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمُر » « 1 » و با برخورد خورشيد و ماه و ساير ستارگان ، همه چيز در هم مىريزد و قيامت برپا مىشود .
امّا اكنون بنا نيست قيامت برپا شود . پس نبايد خورشيد با ماه برخورد كند و هر كدام بايد در مسير تعيينشدهى خودشان به حركت ادامه دهند :
« وَ كُلٌّ فى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » .
و هر كدام در مسير خود شناورند .
عدم اشاره به نام زمين در آيه
« فَلَك » به جايى دايرهمانند مىگويند . هر كدام از خورشيد و قمر دايرهاى دارند كه بر مدار آن بايد حركت كنند .
با آنكه صحبت تنها در بارهى خورشيد و ماه بود ، خداوند از واژهى « يَسْبَحُون » استفاده كرده است . « يَسْبَحُون » جمع است و حد أقل در زبان عربى مربوط به سه كره مىشود . از اين جا معلوم مىشود كه علاوه بر خورشيد و ماه ، دست كم يك كرهى ديگر هم وجود دارد : زمين .
اگر چه از زمين نامى به ميان نيامده است ، ولى اوّلًا ما عملًا روى زمين هستيم و خورشيد و ماه نسبت به ما مورد بحث قرار گرفته است و ثانياً شب و روز كجاست ؟ در زمين است . بنابر اين بدون آنكه اسم زمين آمده باشد ، به آن اشاره شده است . هر كدام از زمين و ماه و خورشيد ، مسير و مدار خاص خود را دارد كه بايد در آن حركت كند .
هامش
( 1 ) - / قيامت 9 : ( و خورشيد و ماه در يك جا جمع آورده شوند . )