اگر خدا مىفرمود : ما « آنها » را سوار كرديم . شايد اشكال مىشد كه بسيارى از ما ، سوارِ كشتى نشدهايم .
كودكان بىپناه ، در پناه كشتى !
از سوى ديگر وجه اينكه خداوند به جاى آنكه بفرمايد : « ما افرادى از انسانها را بر كشتى سوار كرديم . » فرموده : « ما فرزندانشان را در كشتىها سوار كرديم . » اين است كه « بچّهها » نسبت به بزرگسالان ضعيفترند . ممكن است افراد بالغ ، به هنگام توفان و تلاطم دريا بتوانند خود را به طريقى نجات دهند ؛ امّا بچّهها در ضعف كامل هستند و اين لطف خداست كه آنها را در كشتى حفظ مىكند . بنابر اين به كار بردن كلمهى « ذُرّيه » ، براى بيانِ نعمت بودن كشتى ، مناسبتر است .
اينكه انسانها كالاهاى مورد نياز خود را از ميان دريا عبور دهند و به مقصد برسانند ، نعمتى از خدا و نشانهاى از تدبير و قدرت اوست . انسانها از ميان درياها و اقيانوسها عبور مىكنند ؛ تا نيازهايشان را تأمين كنند و زمينه براى زندگى و رشدشان فراهم باشد .
كشتى صحرا و هوا
سپس خداوند مىفرمايد :
/ ش الحمد لله ن قرآن كريم ده « وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِّنْ مِّثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ »
و براى آنان چيزهاى ديگرى كه ( مانند كشتى ) برآن سوار شوند آفريده ايم .
علاوه بر كشتىِ دريا ، خداوند مركب ديگرى هم آفريده است : مركب صحرا كه همان شتر باشد ! وقتى براى شتر ، آواز « حُداء » مىخوانند ، به قدرى مست مىشود كه تا جان در بدن دارد ، حركت مىكند . اين مركب را هم خداوند براى صحرا خلق كرده است . آيا اينها نشانه نيست ؟
مركب كوهستان هم « قاطر » است ! خداوند هواپيما را هم خلق كرده است