گفتهى يكى از اساتيد دانشگاه كه پزشك هم مىباشد ، هواى مكّه به علّت تركيبات گوناگون و متناسب با بدن انسان ، بهترين هواى جهان است . از طرفى در قرآن مىخوانيم :
« جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَاماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلَائِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » « 1 »
در اين آيه ، دو مرتبه به علم خداوند اشاره شده است و اين امر در قرآن نادر است كه در يك آيه ، يك اسم و صفت الهى دوبار ذكر شده باشد . اين امر نشان مىدهد كه در اينجا مسألهى عظيمى در ميان است كه خدا كعبه را در اين نقطه از كرهى زمين بنا كرده است . بشر چقدر بايد پيشرفت كند و با استفاده از علم هواشناسى و جغرافى و . . . درك كند كه جايى بهتر از مكّه به عنوان مركز دنيا و براى حجّ وجود ندارد و اين دلالت بر علم خداوند مىكند .
اين است كه دقّت در اسماى خداوند ، به فهم عميق آياتِ قرآن كمك بسيارى مىكند و ما را به حقايق رهنمون مىشود .
ماه ؛ كُرهاى از رده خارج !
در آيه ى 39 سوره ى يس آمده است :
« وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »
و براى ماه منزلگاههايى قرار داديم تا سرانجام به صورت « شاخهى كهنهى قوسىشكل و زردرنگ خرما » در مىآيد .
گفتيم كه ماه در منازل بيست و هشت روزهاى حركت مىكند ؛ تا اينكه همچون « عرجون » كهنه ، يعنى خوشهى خرمايى شود كه شش ماه از آن گذشته و پژمرده شده و روى نخل باقى مانده باشد ؛ كه هم زرد است و هم از
هامش
( 1 ) - / مائده ، 97 .