پايين به فاصلهى پانزده متر يا بيشتر ، مثل هلال ماه ديده مىشود .
خوب است در اين جا تأمّلى كنيم و آيه را از منظر ديگرى مورد مطالعه قرار دهيم .
از روايات استفاده مىشود كه ماه ، كرهاى بود كه موجوداتى روى آن زندگى مىكرده و جنب و جوش داشتهاند ؛ امّا قيامتش برپا شده است ؛ هم چنان كه اگر زمين قيامتش فرا رسد ، مردمش به بهشت يا جهنّم مىروند و زمين ، زمين ديگرى خواهد شد و گويا ديگر وظيفهاش تمام شده است ؛ تا بعد خدا چه بخواهد ! ماه هم يك كرهاى است كه قيامتش برپا شده است .
از اين آيه هم مىتوان همين مطلب را استفاده نمود . آيه مىگويد :
« كالْعُرجون القديم » ؛ يعنى همانطور كه اين شاخهى خرما قبلًا مفيد بوده و مردم از آن ميوه مىگرفتند ؛ امّا حالا ديگر خرمايش رفته و خودش هم به انتها رسيده است ، « ماه » هم زمانى حيات و ثمر داشته و اكنون « از رده خارج » است .
به هر تقدير بعيد به نظر مىرسد كه تشبيه در آيه فقط براى زيبايى كلام و تفنّن در عبارت باشد و اين تفسير كه ماه ، قيامتش برپاشده است ، عمق آيه است .
قرآن ، ظاهرش « حُكم » و باطنش « علم » است ؛ ظاهرش « انيق » يعنى : زيبا و باطنش « عميق » است . « 1 » ما بايد هم به ظاهر نظر داشته باشيم و هم از اين ظاهر ، شكافى بزنيم و به عمق مطلب برويم و ببينيم آيه به چه حقيقت ديگرى اشاره دارد .
شايد كاوشگرانى كه فرستادهاند تا حتّى از نيمهى پنهان ماه هم عكسبردارى كنند ، آثار حياتى در آن بيابند و به نشانههايى از آب ، برگ سبز
هامش
( 1 ) - / نهج البلاغه ، خطبهى 18