تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

نسبت مورچه‌آزارى به انبيا ! /

آقاى جبرئيل : مرحوم آيت‌اللَّه نهاوندى در كتابشان مىگويند : وقتى حضرت سليمان عليه السلام مورچه را طلبيد ، او را كف دستش گذاشت و پرسيد : « چرا اين نسبتِ « مورچه‌آزارى » ! به انبيا مىدهى ؟ ! » گفت : « شما پادشاه هستيد و من هم پادشاه اين مورچه‌ها هستم كه چندين هزار قبيله هستند ! لشكر من مشغول ذكر خدا بودند . ترسيدم چشمشان به عظمت لشكر تو بيفتد و از ذكر خدا غافل شوند ! » « 1 » اينجا بود كه حضرت سليمان گفت : « رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ » ! بعد حضرت سليمان عليه السلام چند سؤال از او كرد . يكى اين‌كه پرسيد : « عرش تو بالاتر است يا عرش من ؟ ! » نگاهى به سليمان كرد و گفت : « عرش من ! » گفت : « چرا ؟ » گفت : « عرش تو تخت جواهرنشان است ، ولى عرش من كف دست توست ! » اينجا بود كه سليمان : « فَتَبَسَّمَ ضَاحِكاً مِن قَوْلِهَا » !

الفت الهى كه ميان بيگانگان مىافتد

امّا در باره‌ى « سُبْحانَ الَّذى خَلَقَ الْازْواجَ كُلَّها » فقط در باره‌ى مادّيّات صحبت كرديد ! دختر مؤمن 14 ساله ، جرأت حرف زدن با پسر اجنبى را ندارد . اما به محض اين كه صيغه‌ى عقد را خواندند ، چنان اين محبّت مثل اكسيژن و فولاد مىآيد كه مىگويند : اصلًا از يكديگر جدا نمىشويم ! اين قدرت نيست ؟ اين « الفتى كه ميان آنان مىافتد » سبحان اللَّه ندارد ؟ !
هامش
( 1 ) - / تفسير مواهب عليّه ، ج 3 ص 328 و تفسير روض الجنان ، ج 15 ص 23 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 189 | السيد محمد تقي المدرسي