پاك و منزه است كسى كه اين را مسخر ما ساخت و گرنه ما توانايى تسخير آن را نداشتيم .
ما قدرت و طاقت نداريم كه اين چهارپايان را رام كنيم . يك شتر بزرگ را مىبينيد كه بچّهاى افسارش را گرفته و به حركت وا مىدارد . معلوم است كه اين بچّه آن را رام نكرده ؛ خدا آن را رام كرده است . پس من چيزى نيستم ؛ به خود نبالم ؛ خود را بزرگ نشمارم .
اين آيات مىآموزند كه بايد انسان هنگامى كه ممكن است شيفتهى چيزى بشود و يا مغرور به خودش گردد ، با تسبيح خداوندْ از انحراف رهايى يابد .
گفتگوى حضرت سليمان با مورچگان
ماجراى حضرت سليمان و صحبتهايى كه با مورچهها داشتند ، داستانى آموزنده است . اميدواريم خداوند به بركت انس با قرآن ، ما را هدايت كند و بر نورانيت ، معرفت و شناخت و ايمانمان بيفزايد .
« وَ حُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ، حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ الَّنمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَا يَشْعُرُونَ . فَتَبَسَّمَ ضَاحِكاً مِّن قَوْلِهَا وَ قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ ، وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ » ؟ « 1 »
لشكريان سليمان - / از جن و انس و پرندگان - / نزد او جمع شدند ؛ آن قدر زياد بودند كه بايد توقّف مىكردند ( تا به هم ملحق شوند ! ) ( آنها حركت كردند ) تا به سرزمين مورچگان رسيدند .
مورچهاى گفت : اى مورچگان ! به لانههاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكند ،
هامش
( 1 ) - / نمل ، 17 - / 20 .