تقدّم انذار بر تبشير
به دليلِ همين غفلت ، اساس كار انبيا ، انذار و هشدار بوده است و تبشير در مرتبهى بعد قرار دارد . در بسيارى از آيات قرآن ، انذار به تنهايى ذكر شده ؛ از جمله در همين سورهى ياسين كه در آغاز سوره آمده است :
« لِتُنْذِرَ قَوْماً مَّا انْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ » .
در آياتى هم به جنبهى « مُبَشِّرِ رحمت » بودن و « سراج مُنير » بودن پيامبر اشاره شده كه آن هم در جاى خود لازم است . در پيامبر صلى الله عليه و آله ، رحمت الهى جلوهگر شده است و به همين جهت مثلًا در سورهى احزاب ، صفت « مُبشّربودن » بر « نذيربودن » مقدّم است . امّا در قرآن ، به علّت نياز هميشگى مردم به هشدار و بيدارباش ، بيشتر انذار صورت گرفته تا تبشير ؛ همانطور كه به مسألهى نهى از منكر بيش از امر به معروف در قرآن توجّه شده است . بشر سرسخت است و بيشتر به انذار وهشدار نياز دارد .
مردم در نزد خدا مُحضَرند نه حاضر !
بعد ( در آيه ى 32 ) مىفرمايد :
« وَ انْ كُلٌّ لَمَّا جَميعٌ لَّدَيْنا مُحْضَروُنَ »
و همهى آنان ( روز قيامت ) نزد ما احضار مىشوند .
آيا نسلهايى كه با عذاب الهى يا به مرگ طبيعى از دنيا رفتند و به سوى اقوامشان در دنيا باز نمىگردند ، به سوى خدا هم باز نمىگردند ؟ آيا كار آنها براى هميشه تمام شده است ؟ خير ! نهتنها آنان ، كه همهى نسلها و مردمان قديم و جديد ، نزد خداوند احضار مىشوند . حتّى اين گونه نيست كه به اختيار خودشان بيايند و نزد خدا حاضر شوند ؛ آنها را جلب و احضار مىكنند ؛ مُحْضَرند نه حاضر !