تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
معناى متداول كلمه‌ى « قرن » ، واحدى از زمان برابر با « صد سال » است . كلمه‌ى « قرن » با « مقارنت » هم‌خانواده است و از لغت استفاده مىشود كه به كسانى كه در يك دوره‌ى زمانى معاصرند و با هم زندگى مىكنند ، « قرن » گفته مىشود ؛ يعنى به هر « نسل » يك « قرن » گفته مىشود . به « عصر » و « دوره » هم « قرن » گفته شده ؛ چون افراد آن دوره از نظر زمانى به هم نزديك هستند . احتمالًا حدود سى سال ، يك قرن محسوب مىشود و لازم نيست كه صد سال بگذرد . اگر چه وجهى هم براى صد سال وجود دارد ؛ معمولًا حدّاكثر زمانى كه افراد مىتوانند با هم باشند ، صد سال است و خيلى كم پيش مىآيد كه شخصى از صد سالِ قبل هنوز باقى مانده باشد . در هر صورت « قرن » در اين جا به معناى « نسل » است . آيه مىفرمايد : « وقتى عذاب‌ها مىآمد ، نسل‌ها از بين مىرفتند و ديگر تداوم نمىيافتند . »

گيج از نعمت ، غافل از نقمت !

نعمت‌هاى پى در پى خداوند - سبحانه و تعالى - باعث غفلت ما مىشود و ما را از غضب خداوند غافل مىسازد . / ب‌گيجِ نعمت‌ها هستيم و از نقمت‌ها غافليم / . حضرت زين العابدين در دعايى مىگويند : اذْهَلَنى عَنْ اقامَة شُكْرِكَ تَتابعُ طَوْلِك . « 1 » نعمت‌هاى پى در پى تو از سپاسگزارىات غافلم كرده است ! نعمت‌هاى بسيار خداوند ، ما را از توجّه به اين نكته غافل كرده است كه ممكن است روزى اين نعمت‌ها نباشد . اگر خورشيد غروب نمىكرد ، مردم نمىفهميدند كه نور از خورشيد است و خيال مىكردند : همه چيز ، خودش نورانى است !
هامش
( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 91 ، ص 146 ، باب 32 ، ادعية المناجاة ، مناجاة الشاكرين .