تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
خداوند وضع تأسّف‌بار انسان‌ها را مىداند . آنچه در اينجا مهم است ، بيان حال تأسّف‌بار انسان است و بس . در واقعْ به تعبير معروف : خُذِ الْغاياتِ وَ اْتُركِ الْمَبادى . نتيجه را بگير و مقدّمه را رها كن ! صفت‌هايى مثل رضايت ، حبّ ، كراهت و مانند آن كه به انسان‌ها و خدا هر دو نسبت داده مىشود ، به آن معنا نيست كه خالق و مخلوق به يك گونه به اين صفت‌ها متّصف مىشوند . انسان مىشنود ، خدا هم مىشنود ؛ امّا اين گونه نيست كه خداوند هم مانند انسان‌ها نياز به دستگاه شنوايى داشته باشد ؛ بلكه آن علم و ادراكى كه انسان‌ها از طريق شنيدن به آن مىرسند ، اين علم و ادراك در خداوند وجود دارد . ممكن است اين احتمال به ذهن بيايد كه « يا حَسْرَةً عَلَى الْعِباد » گفته‌ى حبيب ، صاحبِ ياسين است ؛ امّااين با سياق آيات نمىسازد ؛ چون صحبت از صاحب‌ياسين به پايان رسيده و خداوند پايان كار قوم او را بيان فرموده است كه‌اين قوم سرانجام به عذاب الهى گرفتار شدند . آيه‌ىموردبحث درصدد بيان مطلبى كلّى است كه عبارت از اين است كه افسوس بر بندگانى كه رسولى نيامد ؛ مگر آنكه مسخره‌اش كردند و خود را مستحق عذاب الهى نمودند .

بلاغت در آيه‌ى مورد بحث

عبارتِ يا حَسْرَةً عَلى الْعباد فقط در همين نقطه از قرآن آمده است و همين لطايف است كه سوره‌ى ياسين را قلب قرآن كرده است . البتّه كلمه‌ى « حسرة » به تنهايى در جاهاى ديگر قرآن هم آمده است ؛ مانند : « يَا حَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْب‌ِاللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنْ السَّاخِرِينَ » . « 1 » ولى « يا حسرةً على العباد » با اين تعبير در جاى ديگر قرآن نيامده است .
هامش
( 1 ) - / زمر ، 56 .