تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
فلانى حسرت خورد ، يعنى دلش تنگ شد و به جايى رسيد كه ديگر نتوانست كارى كند . مُحَسِّر يكى از نام‌هاى خداست و در دعاها و نيز روايات به كار رفته است . يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ! افسوس بر اين بندگان ! هميشه وقتى چيزى را صدا مىزنيم ، يعنى وقت آن است كه بيايد . وقتى مىگوييم : « يا ويله ! » يعنى اى ويل بيا ! و اين بليغ‌تر از آن است كه بگوييم : « الويل له ! » . چون ، « الويل له » يعنى ويلى در جايى براى او خواهد بود . وقتى بگويند : « يا حسرتاه ! » يعنى : اى حسرت ! بيا كه الآن جاى تو است !

معناى حسرت‌ْخورىِ خداوند

چه كسى به حال بندگان حسرت مىخورد ؟ خدا ؟ ملائكه ؟ انبيا يا كسانى ديگر ؟ اين جمله را چه كسى مىگويد ؟ گاهى احتياج به فاعل و قائل نيست ؛ وضع به‌گونه‌اى است كه هر كس با آن وضع روبه رو شود ، چنين سخنى خواهد گفت . در حقيقت زبان حال است نه قال ! پيشامدى رخ داده و حادثه‌اى اتّفاق افتاده است ؛ به گونه‌اى كه همه ، وقتى با آن روبرو شوند ، خواه ناخواه واكنش يكسان از خود نشان مىدهند . وقتى خداوند براى انسان‌ها رسولانى مىفرستد تا راه و رسم زندگى را به آنان بياموزند و قيد و بندها را از دست و پاى آن‌ها بگشايند ؛ ولى مردم به جاى آنكه از رسولان استقبال كنند و ارزش كار آن‌ها را بدانند ، پيامبران را به باد مسخره مىگيرند و / ب‌به جاى اصلاح خود ، آينه را مىشكَنند ! / آيا اين جاى تأسّف نيست ؟ بنابر اين لازم نيست خداوند هم مثل انسان‌ها افسوس بخورد ؛ چرا كه