تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بخواهيم . چرا دنبال ديگرى برويم ؟ كى خدا عادت احسانِ خود را تغيير داده است كه ما به او بىاعتماد شده‌ايم ؟ / ب‌كى خسّت ورزيده كه چشم به كرم ديگرى دوخته‌ايم ؟ / در هر شب جمعه خداوند ملَكى را مامور مىكند تا ندا دهد : « اى گناهكاران ! اى حاجتمندان ! اى فقرا ! بياييد به دنبال من ! بياييد و از من بخواهيد ! » « 1 » / ب‌وقتى اوى صاحبخانه بارِ عام داده است ، چرا ماى گدا كاهلى كنيم ؟ /

مبارزه‌طلبى آشكار

« انّى آمنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعون ! » من به پروردگار شما ايمان آوردم ، پس سخنان مرا بشنويد ! مخاطبِ حبيب در جمله‌ى « بشنويد ! » كيست ؟ بعضى از مفسّرين گفته‌اند : مخاطبش همان / ب‌پيامبران اعزامى به انطاكيه / هستند . مىخواست گواهىدادنِ خود را به وحدانيّت خدا ، به سمع آنان برساند ؛ تا آنان شهادت دهند كه او ايمان به خدا آورده است . شايد صحيح‌تر آن باشد كه او به قوم كافرگفت كه بشنويد ! چون ديگر نامى از پيامبران در ميان نيست و طرفين گفتگو حبيب و قوم او هستند . او به آن‌ها گفت : بشنويد و بدانيد كه من مؤمنم . شما ديگر خود دانيد !
هامش
( 1 ) - / خلاصه روايت مفصلى است از حضرت باقر عليه السلام ، ( بحارالانوار ، ج 86 ، ص 282 ، باب فضل يوم الجمعة وليلتها ، ح 27 . )