تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

درس نهم آيات 29 - / 23

ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَاتُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلَا يُنقِذُونِ « 23 » إِنِّي إِذًا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ « 24 » إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ « 25 » قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ « 26 » بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ « 27 » وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِنَ السَّماءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ « 28 » إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ « 29 » آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند ، شفاعت آن‌ها كمترين فايده‌اى براى من ندارد و مرا ( از مجازات او ) نجات نخواهند داد ؟ ! اگر چنين كنم ، من در گمراهى آشكارى خواهم بود . ( به همين دليل ) من به پروردگارتان ايمان آوردم ؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد . ( سرانجام او را شهيد كردند و ) به او گفته شد : « وارد بهشت شو . » گفت : « اى كاش قوم من مىدانستند ، كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامىداشتگان قرار داده است ! » و ما بعد از او بر قومش هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم ، و هرگز سنّت ما بر اين نبود ؛ ( بلكه ) فقط يك صيحه‌ى آسمانى بود ، ناگهان همگى خاموش شدند . / ب

حبيب نجّار در ضيافتِ ميوه‌هاى نامحدود و سايه‌هاى ممدود ! /

حضرت على عليه السلام به هنگام دعا و مناجات با خداوند مىگويند : ما خُيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَةُ . « 1 » آن چيزى كه به آتش دوزخ بينجامد - / هر چه باشد - / خير نيست و آنچه به بهشت‌منتهى شود - هر چه باشد - شر نيست .
هامش
( 1 ) - / نهج البلاغه ، كلمات قصار 387 .