تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
در آيه‌ى ديگرى آمده است : « قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ » . « 1 » بگو : ( كافى است كه خداوند ، و كسى كه علم كتاب ( وآگاهى بر قرآن ) نزد اوست ، ميان من وشما گواه باشند . ) منظور از « مَنْ عنده علمُ الكتاب » على عليه السلام است ؛ كسى كه براى شهادت دادن بر دين خداوند كافى است ؛ گر چه هيچ كس ديگرى نباشد !

داستان مباهله در راديوى عربستان

چندى قبل راديوى عربستان سعودى مستقر در رياض ، در باره‌ى مباهله برنامه‌اى داشت . در راديوى مزبور قصّه‌ى مباهله را نقل كرد تا آنجا كه گفت : بزرگ اسقف‌هاى نصارا يك شب قبل از جريان مباهله با هم‌كيشان خود گفت : « بايد ديد پيامبر فردا چه كسى را با خود مىآورد . اگر اصحابش را آورد ، با او مباهله كنيد ؛ امّا اگر اهل‌بيتش را آورد ، خير ! » اتّفاقاً فردا ديدند كه حضرت آمدند و علىّبن ابىطالب عليه السلام و حسن و حسين عليهما السلام و فاطمه عليها السلام را با خود آورده‌اند . گفت : « نه ، ديگر ما مباهله نمىكنيم . اين قابل مباهله نيست ! » از راديو عربستان وقتى اين را شنيدم ، با خود گفتم : عجيب است كه خدا حق را گاهى بر زبان منكرين آن جارى مىكند !

تجليل خداوند از حضرت هارون عليه السلام

در سوره‌ى طه داستان حضرت موسى عليه السلام بيان شده است . در آنجا مىخوانيم كه ايشان آمدند و مردم را به يكتاپرستى دعوت كردند . بعد وقتى داستان ساحران را نقل مىكند ، مىفرمايد : هنگامى كه
هامش
( 1 ) - / الرعد ، 43 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 133 | السيد محمد تقي المدرسي