پيامبران و ربّانيان به قوت پروردگار خود و نيروى حق كه بدان ايمان دارد و براى آن مجاهده مىكند متّكى مىشود .
«
وَ قالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ
- موسى گفت : من به پروردگار خود و پروردگار شما از هر متكبّرى كه به روز حساب باور ندارد ، پناه مىبرم . » / 57 و تكبّر و باور نداشتن روز حساب دو صفت است كه به يك نتيجه منجر مىشود و آن همان تباه شدن مقياسها در نزد انسان است ، زيرا در اين صورت معتقد مىشود هر چه نفس او بخواهد همان حق است ، با تكبّر خود از خضوع و تسليم شدن به حق خوددارى مىورزد و با ناباورى خويش به جزا احساس مسئوليّت نمىكند ، و براى جلوگيرى از شرّ اين گونه مردان بايد به خدا پناه برد ، نخست براى مقاومت در برابر تطميع و تهديد آنها و دوّم براى الهام گرفتن راههاى آن مقاومت از وحى الهى .
[ 28 ] سياق قرآنى در اينجا معطوف بدان مىشود كه جنبهاى از مبارزهاى درونى را كه در صفوف طاغوت مىگذارد نشان دهد ، آنجا كه موضعگيرى رسالتى قاطع مؤمن آل فرعون نسبت بدان نظام فاسد نمايان مىشود و بروز آن در اين برهه از مبارزه نمايانگر دامنهء نفوذ جنبش مكتبى در دستگاههاى فرعونى است ، هم چنان كه محتواى پناه بردن به خدا را منعكس مىسازد و نشان مىدهد كه چگونه پروردگار ما با ذخيره كردن مردانى از اين قبيل به پيامبران خود يارى مىرساند .
«
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ
- و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمانش را پنهان داشته بود ، گفت ، » بر حسب پارهاى اخبار وى حزقيل بود كه دير زمانى ايمان خود را پنهان داشته بود . نكتهاى كه اين امر بر آن دلالت مىكند اين است كه روشهاى مبارزه يكسان نيست بلكه براى هر مبارزى شايسته است كه در جهاد خويش از سنگر مناسب حركت كند ، و اگر سنگرهاى مبارزه - چنان كه تصوير شده - براى شخصى و شخص ديگر و بر حسب شرايط متفاوت فرق مىكند اما هدف يكى است و محتوا همان محتواست . در حالى كه امر الهى اقتضا مىكند كه موسى ( ع ) دست