بدان متوسّل شدهاند ، ولى اگر تودههاى مردم مقاومت كنند و با بيدارى و هشيارى و دور انديشى با پيش درآمدهاى اين فشارها مقاومت ورزند مىتوانند نقشهها و طرحهاى گردنكشان را با شكست روبرو سازند .
«
وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ
- و حيله سازى كافران جز در طريق گمراهى نباشد . » و « كيد نيرنگ » همان نقشه حيلهگرانهاى است كه هدف طرّاح آن دست يافتن و تسلّط بر دشمن خويش است ، و پروردگار ما كيد و حيلهء كافران و گردنكشان ( همچون فرعون ) را بدين گونه توصيف مىكند كه به نتيجهء مطلوبى كه آنها انتظار داشتند نرسيده بلكه نتيجهاى بر خلاف مصالح آنها داده است ، زيرا كارشان شبيه كسى است كه تير در تاريكى مىافكند و نمىداند كه شايد آن تير نزديكترين كسان او را بكشد .
دليل آن اين است كه خطّ استراتژيك كلّى كافران خطّى است منحرف ، و هر چند بخواهند از لحاظ تاكتيكى براى خود برنامهريزى كنند ، برنامههايشان به سبب انحراف افكارشان با شكست روبرو مىشود ، چنان كه مثلا فرض كنيم شخصى مىخواهد به شهرى كه در شمال واقع است برود ، ولى به سمت جنوب حركت كند ، پس وى هر چند بكوشد كه حركتش دقيق و بررسى شده باشد ، هرگز به هدف منظور خود نمىرسد ، و فكر كافران خطا كار است زيرا آنها با نقطهء محورى و اصلى در آفرينش كه همانا ايمان به خداى عزّ و جلّ است ، كفر مىورزند .
[ 26 ] جانب نخست از طرحهاى آنها اين است كه مردم را به وسيله و از خلال ترساندن و فشار از جنبش مكتبى جدا سازند ، امّا جانب دوّم آن كه به هدف از بين بردن جنبش انقلابى در اجتماع صورت مىگيرد همان از بين بردن پيامبر موسى ( ع ) محور و رهبر جنبش است .
«
وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى
- و فرعون گفت : بگذاريد موسى را بكشم . » / 55 از اين گفتهء فرعون كه گويد « ذرونى مرا بگذاريد » معلوم مىشود كه در