[ 86 ] و هنگامى كه قيامت برپا شود ، و ما به نزد خدا بازگرديم ، آيا شريكان مجعول و پندارى اختيار شفاعتى دارند ؟ هرگز . . .
«
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
- كسانى سواى او را كه به خدايى مىخوانند قادر به شفاعت كسى نيستند ، مگر كسانى كه از روى علم شهادت به حق داده باشند . » همان گونه كه در عالم تكوين چنان نيست كه خدا داراى فرزند باشد ، در عالم تشريع نيز چنين است ، پس به واقع نزد خدا شفيعى نيست مگر آن كس كه به حق شهادت داده باشد ، پس در آن هنگام فضل از آن خداست ، و قدرت تنها از آن او ، و او آنچه بخواهد از قدرت خود جلوگيرى مىكند بى آن كه به اندازهء ذرّهاى از قدرتش كاسته شود ، و بدون آن كه اين امر آن شفيع را صاحب قدرتى ذاتى كند ، و اصولا كسى را توان آن نيست كه در برابر خدا بايستد ، و همگان هر نيرويى هم كه به آنها داده شده باشد ، يكسره بندگان خداى سبحاناند ، و همانا هيچ كسى شفيع ديگرى نمىشود مگر كسى كه به حق گواهى دهد .
در روايتى از پيامبر خدا ( ص ) آمده است كه دربارهء اين آيه گفت : « آن كسانى كه در دنيا مورد پرستش قرار گرفتند ، اختيار هيچ شفاعتى در حق كسانى كه آنها را پرستيدند ندارند » . « 105 » [ 87 ] و كسانى كه جز او را پرستيدند ، و كسى هم شفاعتى از آنها نمىكند ، زيرا خداوند از هيچ كس شفاعتى نمىپذيرد / 537 مگر كسى كه به حق براى ذات سبحان او شهادت دهد ، اين كسان . . .
«
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ
- اگر از ايشان بپرسى كه چه كسى آنها را آفريده است ، بيقين مىگويند خدا . پس چرا از حق روى مىگردانند ؟ » پس خدا آنها را داورى مىكند ، و برترين داور همان سرشت و فطرت
هامش
( 105 ) - تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 156 .