تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
آنهاست ، پس به آنها مىگويد : چه كسى شما را آفريده است ؟ و نمىتوانند بگويند كسى غير از ذات سبحان او ( آنها را آفريده است ) . آنها اعتراف كرده‌اند كه خدا آفرينندهء آسمانها و زمين است ولى - با وجود اين - به وجود قدرتى ذاتى براى غير او قايل شده‌اند ، وضع آنها وضع اغلب افراد بشر امروز است كه به مظاهر نيرومندى گردنكشان و زورگويان فريفته شده‌اند ، و از اين رو به آنها سرمىسپارند و فرمان حق را به خاطر احكام جائرانهء آنها رها مىكنند . [ 88 ] موضوع اهتمام به امر دعوت نزد پيامبر ( ص ) بدان حدّ رسيد كه به خدا متوسّل شد و از ايمان نياوردن قوم خود به درگاه او شكايت كرد . «
وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ
- و گفتارش اين بود : اى پروردگار من ! اينان مردمى هستند كه ايمان نمىآورند . » و شايد تعبير به « قوم » براى دلالت بر اين نكته باشد كه همهء آنها بر ترك ايمان اتّفاق داشته و گرد آمده بودند . [ 89 ] پس با چنين قومى كه ايمان نمىآورند چه بايد كرد ؟ آخرين آيهء اين سوره رابطهء درست با آنها را تعيين مىكند و مىگويد : «
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
- پس از آنها درگذر و بگو : ايمنى است شما را . آرى ، به زودى خواهند دانست . » در واقع اين رابطه گذشت و عفو كردن جرمهاى آنان نسبت به اوست ، و سازگارى و امان با آنها ، و مؤمن در درون خود دلى همراه دارد به گنجايش دنيا و از آن افزونتر ، زيرا نگرش او به سوى آخرت است ، و اعتنايى به آنچه در اين جهان در پيرامون او مىگذرد ندارد .