تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
رهنمون مىشويم كه او را هيچ شريكى نيست ( و بر پيامبر ) - و به طريق اولى - بر غير پيامبر جايز نيست كه بدين ادّعا كه پسر خدا يا وابسته به پسر خداست از مسئوليّت خود بگريزد . بيگمان از مهمترين انگيزه‌ها براى غلوّ در دين ، و ادّعاى پيوند نسبى ميان پروردگار عرش ، سبحانه و تعالى ، و پيامبران عليهم السّلام ( مانند عزير نزد يهود و مسيح نزد نصرانيان ) همان گريز از مسئوليّت است ، بدين مدّعا كه او آنها را از عذاب الهى نجات مىدهد و خود را براى رهايى آنها از انتقام خدا فدا مىسازد ، و بدين مدّعا كه آنها فرزندان خدايند و به واسطهء سببى يا نسبى به خدا وابسته‌اند . آيا يهوديان ادّعا نكردند كه فرزندان و دوستان خدايند ؟ و آيا اين عقيدهء فاسد را دستاويز دشمنى و تجاوز خود بر ديگران نساختند ، و نگفتند كه بيسوادان را بر آنان دستى نيست ؟ ! همچنين مردم عرب جاهلى ادّعا كردند كه انتساب آنها به ابراهيم خليل ( ع ) براى افتخار و ادّعاى نزديكى آنها به خدا كافى است ! آيا برخى از مسلمانان نپنداشتند كه تنها دوستدارى آنان نسبت به پيامبران و اهل بيت او ( صلّى اللَّه عليه و آله ) و اصحابش آنان را از كردار بى نياز مىسازد ؟ ! هرگز . . . خداى رحمان را فرزندى نيست ، و دليل بر آن اين است كه پيامبر نخستين پرستندگان خداست ، و اگر خدا را فرزندى مىبود پيامبر نخستين كسى نمىبود كه خدا را بپرستد ، اين پيامبرى كه به خدا نزديكتر از همه است . « 95 » فرشتگان نيز فرزندان خدا نيستند ، زيرا آنها فقط بندگان گرامى او هستند ، در سخن بر او پيشى نمىگيرند و به فرمان او عمل مىكنند . و عيسى ( ع ) فرزند خدا نيست ، زيرا او جز بنده‌اى نيست كه خدا بر او نعمت بخشيده است . / 532 اين تفسير به نظر من روشن و موافق با ديگر آيات است ، هم چنان كه با
هامش
( 95 ) - يعنى چنان خداى مفروض فرزند دارى را نمىپرستيد زيرا خداى تبارك و تعالى نه زاييده و نه زاده شده است - م .