ميراث مىبرد ، و كمتر جايى است كه قرآن از نعمتهاى مادّى در بهشت يا در دنيا سخن گويد و آن را با بيان نعمتهاى معنوى كه لذّتش ژرفتر و شادمانيش پايندهتر است همراه نياورد .
[ 73 ] «
لَكُمْ فِيها فاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْها تَأْكُلُونَ
- در آنجا برايتان ميوههاى بسيار هست كه از آنها مىخوريد . » ميوه چيزى است كه انسان آن را به عنوان تفنّن ( و افزون بر غذا ) « 81 » مىخورد و غذاى اصلى نيست پس ميوه در آنجا بسيار است كه مؤمنان آن را براى نعمت يا بى و لذّت جويى مىخورند و براى نيازمندى و ضرورت نيست .
[ 74 ] و در برابر مؤمنان در آنجا مجرمان و تبهكاراناند .
«
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ
همانا تبهكاران در عذاب جهنّم جاويداناند . » پس تبهكارى ( و ارتكاب جرمها ) سبب جاودانگى ( عذاب ) است ، زيرا همهء گناهان به جاودان ماندن در عذاب جهنّم نمىانجامد .
[ 75 ] «
لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ
- عذابشان كاهش نمىيابد و آنها از نوميدى خاموش باشند . » / 521 پس براى تبهكاران اميدى نباشد كه از عذاب رهايى يابند ، چه هيچ تخفيفى به آنها نمىدهند و آنها خود در آنها عذاب خموشند و اميد رهايى ندارند .
[ 76 ] آيا خدا وقتى آنها را بدين سرنوشت درآورده به آنان ستم كرده است ؟ هرگز . . .
«
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ
- ما به آنها ستمى نكردهايم ، آنها خود به خويشتن ستم كردهاند ، » زيرا خدا پيامبران را براى آنها مبعوث كرد ، و با دادن نعمتها آنها را مورد تفقّد قرار داد و نواخت ، و با بخشيدن فرصتى از پى فرصتى به آنها مهلت داد ، آن گاه
هامش
( 81 ) - به اصطلاح امروز به عنوان « دسر : پيش غذا يا پس غذا » - م .