نگهبانان چيزى براى دلشادى خود بيابند ، چنان كه خداوند جلّ جلاله گويد :
«
وَ قالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ / 522 الْعَذابِ
« 84 » و آنان كه در آتشاند ، به نگهبانان جهنّم مىگويند : از پروردگارتان بخواهيد تا يك روز از عذاب ما بكاهد » گويد : چهل سال از پاسخ دادن به آنها خوددارى كنند ، سپس پس از آن كه آنها بكلّى نااميد شدهاند ، پاسخشان دهند :
«
قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ
« 85 » گويند پس دعا كنيد ، و دعاى كافران جز آن كه تباه شود هيچ نخواهد بود » گفت : چون از نگهبانان دوزخ نااميد شوند به مالك رئيس نگهبانان مراجعه كنند ، و اميد بندند كه وى آنها را از آن خوارى رهايى دهد ، چنان كه خداوند جلّ جلاله فرمايد : «
وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ
« 86 » اى مالك كاش پروردگار تو ما را بميراند » گويد : چهل سال از پاسخ دادن به آنها خوددارى كنند و آنها همچنين عذاب كشند ، سپس پاسخشان دهند ، چنان كه خدا در كتاب ( سرشار از جواهر ) نهفتهء خود گفت : «
قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ
« 87 » ( مالك دوزخ ) گويد : شما در اينجا ماندگار هستيد » گويد :
چون نوميد شوند از مولاى خود پرورگار جهانيان ( آرزو كنند ) همان كه در دنيا در نظرشان خوارترين چيز بود ، و هر يك از آنها هواى خويش را در طول زندگى بر او ترجيح مىداد ، و به عقل و نقل بر آنها مقدّر كرده بود كه به دست راهنمايان راههاى رستگارى را نشان داده ، و به زبان حال آنها را آگاه كرده بود كه آنان خود خويشتن را به شكنجه گاه و سراى هراس مىافكنند ، و در پذيرش ، با مرگ تا ابد بر كافران بسته مىشود ، و بدان هنگام كه در زندگى دنيا بسر مىبردند و مكلّف بودند به زبان حالى روشن و آشكار مىگفت : گيريد كه شما مرا در اين گفتار باور نكرديد ، آيا احتمال مىداديد كه من هم از راستگويان باشم ؟ ! پس چگونه از من روى تافتيد ، و
هامش
( 84 ) - المؤمن / 49 .
( 85 ) - المؤمن / 50 .
( 86 ) - همين سورهء زخرف / صدر 77 .
( 87 ) - همين سورهء زخرف / ذيل 77 .