آنها پنداشتند كه خدايانشان از عيسى بهترند ، زيرا آن خدايان نمايانگر ثروت و قوّت و سنّتهاى موروثى بودند در حالى كه عيسى - عليه السلام - نمونهء پارسايى و پاكى و فضيلت بود .
البته آنها مىدانستند كه عيسى از خدايانشان بهتر است ولى نمىخواستند به اين حقيقت كه پايهء بناى جاهلى آنها را درهم مىريخت اعتراف كنند .
«
ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا
- و اين سخن را جز براى جدل با تو نگفتند ، » زيرا فطرتشان آنها را به برتر شمردن عيسى به سبب علم و اخلاق و فضايلش بر خدايانى / 503 كه نمايندهء شهوتها و گروه گراييها و تعصّبات ناهنجار آنها بودند هدايت مىكرد .
«
بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ
- كه مردمى ستيزه جويند . » هر چه امّتى از ارزشهاى وحى دور تر شود به همان اندازه نياز روانى آن امّت به دشمنى و ستيزه بيشتر مىشود ، مگر نه اين كه انسان براى پايمال كردن حق جدال مىكند ، چنان كه پروردگار ما گويد : «
وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ
« 56 » و به باطل ستيزه كردند تا حق را از ميان بردارند » ؟ و مگر نه اين كه آنها به حضيض باطل سقوط كرده بودند ، پس بايد به قلّهء دشمنى ورزى و ستيزه جويى فرا مىرفتند تا در برابر هر حقّى باطلى بتراشند كه براى پايمال كردن حق به وسيلهء آن جدال و ستيزه كنند .
چنين است كه پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) گفت :
« هيچ قومى پس از هدايتى كه بر آن بودند گمراه نشدند مگر آن كه به جدال و ستيزه برخاستند ، سپس همين آيه را تلاوت كرد » . « 57 » بر حسب بعضى تفسيرها معنى اين آيه اين است كه : آن قوم گفتند وقتى عيسى بن مريم در دوزخ باشد - زيرا او را به جاى خدا پرستيدهاند - پس باكى
هامش
( 56 ) - المؤمن / 5 .
( 57 ) - تفسير فتح القدير ، ج 4 ، ص 564 .