تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
«
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
- و بعضى را به مرتبت بالاتر از بعضى ديگر قرار داده‌ايم تا بعضى بعضى ديگر را به خدمت گيرند . » / 469 « سخره » همان استخدام ( و به خدمت گرفتن ) است ، پس هر كسى به موهبتى كه زندگى را تكامل بخشد ويژگى يافته ، و اگر خدا مردم را طورى قرار مىداد كه در هر چيز خود را بسنده بودند بيگمان گردنكشى مىكردند و بزرگ خويشتنى مىورزيدند ، زيرا پاره‌اى مردم را مىبينى كه با آن كه بشدّت به ديگران نيازمندند مىگويند : «
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
« 34 » منم پروردگار والاى شما » ، پس وضع چگونه مىشد اگر احساس بى نيازى مىكردند و از بند احتياج به ديگران بكلّى رها مىشدند ؟ ! وانگهى اگر مردم در موهبتها برترى نمىداشتند ( و استعداد همه يكسان بود ) تمدّن بنا نمىشد ، و جامعه يا اجتماعى رشد نمىكرد و بيگمان مردم چون ديگر جانداران در نبرد دايم و ابدى بسر مىبردند . «
وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
- و رحمت پروردگارت از آنچه گرد مىآورند بهتر است . » آنها پنداشتند كه رسالت بايد بر توانگران نازل شود ، پس خدا به آنها پاسخ داد كه اوست كه روزى مردم در ميانشان تقسيم مىكند ، و اوست كه هر كسى را به موهبتى ويژگى مىدهد ، و افزود كه : ارزش رسالت بزرگتر و فراتر از ارزش دارايى است ، پس اگر رواست كه خير و نيكى نزد ديگرى گرد آيد ناگزير بايد نزد صاحب رسالت گرد آيد ، زيرا ارزش رسالت نزد خدا بزرگتر است . [ 33 ] و براى آن كه اين ارزيابى خطا از دلهاى بشر ريشه‌كن شود ، روند آيات به بيان پستى دنيا و بىبهايى آن در پيشگاه خدا مىپردازد ، زيرا دنيا گذرا و زوال پذير است و اگر با آخرت مقايسه شود جز كالايى ناچيز نيست . «
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً
- و اگر نه آن بود كه همهء مردم يك امّت مىشدند ، يعنى به يك آيين در مىآمد كه همان كفر نسبت به خدا بود . »
هامش
( 34 ) - النّازعات / 24 .