تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
فاسدى كه متنعّمان به عنوان ميراث پدران از آن دفاع مىكنند مثلى مىزند . اين مثل داستان ابراهيم - عليه السلام - است كه با پدر و قوم خود به مبارزه پرداخت ، و بيزارى خود را از آنچه آنها مىپرستيدند اعلان كرد ، و پيشوايى در فرزندان پاكيزهء او نهاده شد تا منار هدايت نسلهاى آينده باشند ، هم چنان كه دسته‌اى از فرزندان او ( كه اهل مكه و پدران آنها بودند ) روزگارى دراز عمر يافتند تا حق و پيامبر روشنگر بر آنان مبعوث شد ولى او را تكذيب كردند و گفتند اين جادوست . ( و با ارزشهاى مادّى خود در برابر رسالت الهى ايستادگى كردند ) و گفتند : اگر اين قرآن بر يكى از بزرگمردان در مكّه و طائف ( وليد بن المغيرة از قريش مكه يا حبيب بن عمرو از ثقيف طائف ، بر حسب گفتهء ابن عباس ) فرود مىآمد ( آن را مىپذيرفتيم ) . قرآن گمراهانه بودن اين مقياس و ارزيابى را آشكار مىكند ، نخست : با اين بيان كه اين خداست كه هر گونه بخواهد رحمتهاى خود را تقسيم مىكند / 459 نه آفريدگان و دوم : بدين بيان كه خدا روزيهاى آنان را بر حسب حكمت خود ميانشان تقسيم كرده است و برخى را بر برخى ديگر برترى داده است تا يكديگر را به خدمت گيرند ( و توانگر را در توانگرى خود كرامتى ، و فقير را در نادارى خويش خوارى و خفّتى نيست ) و سوم : بدين بيان كه رحمت خدا ( كه در رسالتها و پاداش او نمودار است ) بهتر از دارايى و زيب و زيورى است كه آنها مىاندوزند . ( و سياق مطلب در زمينهء خوار شمردن دنيا هم چنان پيش مىرود تا مقياس توانگرى و ثروت را در ارزشيابى حقايق از ميان بردارد و ريشه كن كند ، و مىگويد : ) اگر نه آن بود كه تمامى مردم با فريفتگى نسبت به زيب و زيور دنيا به گمراهه مىرفتند ، خدا تمام دنيا را براى كافران گرد مىآورد ، براى خانه‌هايشان سقفى از نقره و نردبامهايى قرار مىداد كه از آنها ( به طبقات بالاى خانه‌ها ) بروند و درهاى خانه‌ها و تختهاى آنها را از نقره مىكرد ، و اثاث منزلهايشان را از چيزهاى گرانبها زيبا مىساخت . آن گاه فراسوى اين همه چيست ؟ براستى كه اين همه كالا و برخوردارى ناچيز و زودگذر دنيوى است - در حالى كه آخرت براى پرهيزگاران