تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
كفايت‌ترين كسانند و بر مردم واجب ساخته است كه چنان رهبرى را بشناسند و او را به عنوان حكمران بر خود برگزينند ، و اگر چنين كردند فرمانبردارى از او ضمن چارچوب مشورت بر ايشان واجب است . و در حديث شريف ( نبوى ) آمده است : « از فقيهان آن كه بيشتر نفس خود را باز دارد ، و از دين خود نگهدارى كند و با هواى خويش مخالفت ورزد و فرمانبردار مولاى خود باشد ، پس بر عامّهء مردم است كه از او تقليد كنند » . « به مردى از ميان خود بنگريد كه حديث ما را روايت مىكند ، و حلال و حرام ما را مىشناسد ، پس او را داور قرار دهيد كه در واقع من او را حكمران قرار داده‌ام » . اسلام بدين گونه آزادى رأى را در انتخاب والاترين رهبرى در ميان امّت ( طبيعة ضمن چارچوب دينى براى اجتماع ) بر عهده مىگيرد ، ولى نقش امّت به اين حدّ پايان نمىيابد بلكه در آن هنگام بر امام واجب است كه با امّت مشورت كند ، سپس بر رأيى عزم كند ( و تصميم بگيرد ) و در اجراى آن بر خدا توكّل كند ، هم چنان كه پروردگار ما گويد : «
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
- در كارها با ايشان مشورت كن و چون عزم كارى كنى بر خداى توكّل كن » . « 84 » پيامبر ( ص ) چنين مىكرد و امامان كه از اهل بيت اويند چنان كه معمّر بن خلّاد از امام رضا ( ع ) روايت كرده است نيز چنين مىكردند . وى گويد : « غلامى از آن ابى الحسن الرّضا ( ع ) كه سعد نام داشت هلاك شد ، ( حضرتش ) مرا گفت : مردى را كه فضل و امانتى داشته باشد به طريق مشورت به من معرّفى كن ، گفتم : من به شما نظر مشورتى دهم ؟ ! به حالتى شبيه كسى كه به خشم آمده باشد گفت : همانا پيامبر خدا با ياران خود مشورت مىكرد ، سپس بر آن چيزى كه خدا مىخواست تصميم مىگرفت و عزم مىكرد » . « 85 »
هامش
( 84 ) - آل عمران / 159 . ( 85 ) - موسوعة بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 101 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 366 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي