تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
نداده است » پس بيگمان‌دار وى اختلاف همان دوستدارى خويشاوندانى است كه امتداد و دنبالهء رهبرى و فرماندهى پيامبرند ، پس برترين مردم نزديكترين افراد از لحاظ روش و عمل به اوست ( و ايشان اهل بيت او و سپس علماى امّت او به ترتيب اولويت در تشابه كردارشان به پيامبرند ) و ايشان جايگزين الهى براى شريكانى مصنوع هستند كه بى اذن خدا قانونگذارى مىكنند . پس هر كس از رهبرى شرعى كه خدا فرمان پيروى از آن را داده است ، پيروى كند مانند كسى است كه سوار كشتى نوح شده و ايمن است و نجات مىيابد ، و هر كس با اين رهبرى مخالفت ورزد از كشتى جا مانده و در توفان شرك و هوى غرق مىشود . ما اين روش را در گفتهء پروردگار سبحان خود در سورهء آل عمران مىيابيم كه گويد : «
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
« 53 » و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد » . پس ناگزير بايد ريسمان خدا باشد تا بدان دست در زنيم و صفهاى خود را يكى كنيم ، و آن همان رهبرى پيامبرى / 342 و اوصياء ( سفارش شدگان ) ايشان و سپس شيعيان و پيروان راه ايشان بر اساس اولويّت هر چه شبيه‌تر بهتر است . از اينجا در مىيابيم كه دوستدارى در اينجا تضمين فرمانبردارى است ، پس اگر عشق به خدا نمىبود طاعت بر بنده آسان نمىبود ، و اگر عشق به پيامبر نمىبود پيروى از او بر مسلمانان آسان نمىآمد ، و اگر عشق به خانوادهء پيامبر نبود توسّل مؤمنان به ايشان صورت نمىگرفت ، و اين از آن روست كه عشق همان انسجام و هماهنگى روانى است كه ميان دو شخص به وجود مىآيد و مقتضى فرمانبردارى شوق آميز و بىتكلّف عاشق مىشود . شعر حكمت آموز گويد :
تعصى الاله و أنت تزعم حبّه * هذا لعمرك في الفعال بديع
هامش
( 53 ) - آل عمران / 103 .