پيامبر خدا به سبب وقايعى كه واقع ساختهايم در ميان مردمى از قوم خود كينههايى ( نسبت به خويش ) مىبينيم ، پس گفت :
« هان ، به خدا سوگند به خيرى نمىرسند مگر آن كه شما را به خاطر خويشاوندى با من دوست بدارند ، تو شفاعت كامل مرا مىخواهى و ( ديگر ) فرزندان عبد المطّلب آن را نمىخواهند ؟ ! » . « 35 » پارهاى از خود مىپرسند : چگونه پيامبر خدا براى رسالت خود مزدى خواست ، آيا او را الگويى از ديگر پيامبران - عليهم السلام - نبود كه هم سخن بودند كه از امّت خود مزدى نستانند ؟ چنان كه خداى سبحان از زبان چندين پيامبر گويد : «
ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ
« 36 » من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم . مزد من تنها بر عهدهء پروردگار جهانيان است » .
اين اعتراض برخى از راويان را به تغيير تفسير پيشين به صورت تفسيرهايى ديگر واداشته كه پارهاى از آنها از ارزشهاى رسالتهاى الهى به دور است .
ولى اگر بدانيم كه اسلام همانا آخرين تجلّى پرتو رسالت است ، و بيگمان به رهبرى شرعى مايه گرفته از ارزشهاى ربّانى خود نياز دارد كه آن را از كجرويهاى عيّاشان ، و الحاد گردنكشان ، و گمراهى نادان پاسدارى كند ، و براستى خداوندى كه تدبير خود را با حكمت استوار در ميان آفريدگانش برقرار داشته براى رسالت خود كسانى را از اهل بيت پيامبر برگزيده كه مشعل آن را حمل كنند ، هم چنان كه از آل ابراهيم و آل يعقوب كسانى را براى حمل مشعل رسالت پس از آن دو برگزيده است . . .
اگر اين همه را بدانيم ، آن گاه به حكمت فراگير او كه در قرار دادن دوستدارى خويشاوندان ( پيامبر ) به عنوان مزد رسالت نهفته است پى مىبريم ، زيرا
هامش
( 35 ) - الدرّ المنثور في التفسير بالمأثور ، ج 6 ، ص 7 .
( 36 ) - اين آيه را به طور مكرّر در سورهء شعراء ، آيات 109 ، 127 ، 145 ، 164 ، 180 مىيابيم .