عبد الكريم ، ابن ابى العوجاء آن امام را در حج ديد و از او خواست به مناقشه برگردند ، و امام درخواست او را رد كرد و گفت : در حج هيچ مجادلهاى نيست ، به او گفت :
« اگر امر چنان باشد كه تو گويى - در حالى كه چنان نيست كه تو گويى - ما نجات يافتهايم و تو نيز ، و اگر چنين باشد كه ما گوييم - و البته چنين است كه ما گوييم - ما نجات يافتهايم و تو هلاك » .
و سخن امام چون آذرخشى بر دل او نشست ، و به آنان كه پيرامون وى بودند گفت در دلم سوزشى احساس مىكنم ، مرا برگردانيد ، او را برگرداندند ، و بمرد . « 48 » [ 53 ] امّا راه به سوى حقيقت همان آفرينش نو پديد و حقايق نفس است .
سياق قرآن ، و از آغاز اين سوره ما را به افقهاى آسمانها و زمين برد و نشانههاى خدا را در آنها از ساختن بديع و نوپديد ، و آفرينش بزرگ ، و تدبير لطيف و دقيق ، و نكويى اندازهگيرى و تقدير به ما نشان داد ، سپس ما را به ژرفناهاى نفس يادآور شد كه اگر در ژرفاى آن فرو رويم و كاوش كنيم ، نفس به سرشت و فطرت بندگى تو به كار مىشود و برمىگردد . آيا بيتابى نفس را هنگامى كه بدى بدان مىرسد ديدهاى ؟ آيا نوميدى و يأس آن را پس از آزمندى و طمعش دريافتهاى ؟ اگر اينها گواههاى بندگى نيست پس گواههاى آن كدام است ؟ ! قرآن ، به پارهاى از اين گواهها كه هر يك از ما به گونهاى آنها را در نفس خود مىيابد اشاره كرده است ، / 261 سپس با اشاره بدانها و به نشانههاى خداوند در افقهايى كه پيشتر ذكر كرده است گويد :
«
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
- زودا كه آيات ( قدرت ) خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا بر ايشان آشكار شود كه او حق است . » از اين آيه الهام مىگيريم كه خداى سبحان گاه در افقهاى آفرينش و گاه
هامش
( 48 ) - تفسير نمونه ، ج 20 ، ص 326 ، نقل از الكافى ، ج 1 ، ص 61 .