تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
در حقايق نفس با وجود پرده‌هاى ستبرى كه دل آدمى را پوشانده است گرچه در يك چشم بر هم زدن از لحظه‌هاى عمر آدمى ، بر انسان تجلّى مىكند ، تا حجت را بر او تمام كند و حق را به گونه‌اى به ايشان بنمايد كه نتوانند انكارش كنند ، و اگر پس از آن كفر ورزيدند آنان را به عذابى سخت دچار مىكند ، زيرا در آن صورت كفر آنها از سر بىخبرى و نادانى نيست بلكه از سر انكار و لجاج است . «
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
- آيا اين كه پروردگار تو در همه جا حاضر و گواه است كافى نيست ؟ » پس خداى سبحانه و تعالى به گواهى چيزى نياز ندارد ، بلكه او خود بر هر چيزى گواه است . پس به نور اوست كه آسمانها و زمين روشن شده ، و از پرتو اوست كه آفريدگان نفسهاى خود را شناخته‌اند ، و به ذات خود است كه هر كه را بخواهد به ذات خويش رهنمايى مىكند ، پروردگارا ، منزّها كه تويى . « چگونه بر تو راه برده شود بدانچه در هستى خود نيازمند به توست ؟ ! آيا غير تو را ظهورى هست كه از آن تو نباشد ، تا او مظهر و نمودارى براى تو باشد ؟ كى غايب و پنهان بوده‌اى كه نياز به رهنمايى پيدا شود كه بر تو دلالت كند ؟ ! و كى دور بوده‌اى تا نشانه‌هايى براى رسيدن به تو وجود داشته باشد ؟ ! آن ديده‌اى كه تو را مراقب خود نبيند ، نابينا شود ! » « 49 » [ 54 ] ولى نابينايى در مورد كافران همان چيزى است كه آنها را چنان كرده است كه خداى عزّ و جلّ را نمىبينند ، و سبب / 262 اين نابينايى همان كفر ورزيدن به قيامت و انكار رستاخيز است . شكّ كردن دربارهء روز قيامت و در نتيجه دربارهء مسئوليّت ، سستى را براى نفس توجيه مىكند و چون سستى حكمروا شود ، آدمى نسبت به حق اهتمام نمىورزد ، و گوش به نداى دعوت كننده‌اى نمىدهد و از نشانه‌ها و آياتى كه در
هامش
( 49 ) - از دعاى امام حسين ( ع ) در روز عرفه ، مفاتيح الجنان ، ص 272 .