/ 191
به پوستهاى خود گويند : چرا عليه ما گواهى داديد ؟
رهنمودهايى از آيات :
سطح تبهكارييى كه انسان هنگام كفر آوردن به خداى بزرگ بدان مىرسد هم سطح بيم دادن و عذاب مناسب آن است ، پس سرپيچى بشر ، اين آفريدهء ناتوان محدود از قوانين و سنتهاى خداوند كه آسمانها و زمين به فرمانبردارى از آنها گردن نهادهاند ، نه كارى است خرد ! همچنين صاعقهاى كه از آن بيم داده مىشود نيز خرد و كم مقدار نيست - در اين صورت - صاعقهاى است همانند آن كه بر قوم عاد و ثمود فرود آمد .
براستى ، اين يكى از سنّتهايى است كه خداوند در كاينات جارى ساخته و تبديل و تغييرى را در آن راه نيست ( هم چنان كه تقدير آن ذات پيروزمند دانا در آفرينش آسمانها و زمين بوده است ) .
پيامبران پيش ، و بعد از انحراف آنها نزدشان آمدند و آنها را از سرانجام شرك به خدا بيم دادند و بر حذر داشتند ، امّا آنها نسبت به آن رسالت كفر ورزيدند و ادّعا كردند كه اگر خدا مىخواست فرشتگان را ( بدين منظور ) نزد آنها مىفرستاد ، و قوم عاد به غرور نيروى خود كه هر قدرتى را در زمين مقهور كرده بود به تكبّر و بزرگ خويشتنى پرداختند ، و نديدند و درنيافتند / 192 كه خداوندى كه آنها را آفريده است از ايشان بسى نيرومندتر است ، و بدين گونه ( به فريفتگى به نيروى خود ) منكر آيات خدا شدند . . .
پس خداوند تند بادى تازان ، غرّان و خروشان ، در روزهايى بد و شوم بر آنان