مستقيما در ارزشها شك مىكنند ، و خود را از صحنه بيرون مىكشند ، هرگز چنين نيست . اين جنبشها در درجهء اوّل جنبشهايى دينى و در درجهء دوم سياسى است ، زيرا ايشان استراتژى خود را مطابق با عوامل تغيير دهندهء سياسى تنظيم نمىكنند بلكه بر حسب تكاليف دينى رهبرى مىكنند ، و چشمانشان به پاداش الهى و خشنودى او دوخته شده است ، پيش از آن كه نشانههاى پيروزى و يارى او در رسد ، و از اين رو مىبينى كه به دشمنان خود تملّق نمىگويند ، و از ارزشهاى خود دست نمىشويند ، و مردم را نمىفريبند و به حساب دين خود به خوشگذرانها چيزى نمىرسانند ، و در برابر قدرتى بزرگتر سر فرود نمىآورند و به قدرتى كوچكتر ستم نمىرانند .
اين امام على - عليه السلام - است كه هنگامى كه قوم او به رايزنى او را به بعضى نيرنگهاى سياسى فرا مىخوانند ، آنان را مىراند و مىگويد : « آيا مرا فرمان مىدهيد تا با ستم كردن در حقّ آن كه بر او ولايت دارم ، پيروزى جويم ؟ ! » / 143 حكمت اين روش اين است كه هدف نخستين طرفداران رسالت ، تمركز حق و بيم دادن مردم بدان وسيله است ، و سلطه ، بهترين وسيلهء اين كار نمىباشد ، زيرا تأثير حركتى مخالف در توجيه حالت اجتماعى شديدتر و پايدارتر از تأثير سلطهء حاكمه است .
وقتى مطلوب ايجاد نيرويى مكتبى است كه مردم را در رويارويى با نيروى كافرى كه آنها را به سوى گمراهى مىراند ، به سوى ارزشها پيش براند ، در چنين وقتى سلطه براى ايجاد چنان نيرويى نامناسب است .
و بيم آن مىرود كه پيروزى ( چون مولودى نارس ) پيش از وقت خود به وجود آيد و ناقص باشد و زود سقط شود و از ميان برود ، و به تعبير ديگر پيروزى زودرس محدود مانع پيروزى آيندهاى شود كه ريشههايش استوارتر و شاخههايش گستردهتر باشد .
و شهادت رسالتى حجّتى قويتر براى سلامت خط و صحّت دعوت او از پيروز شدن اوست و اين شهادت همان غايت والاى اوست .
از اين روست كه مىبينيم امام حسين - عليه السلام - به سوى شهادت
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: احمد آرام
ص١٣٩