با واقعيّت امروزمان تفاوت بسيار مىداشت و حكمت پروردگار ما در آزمايش تحقّق نمىيافت ، و آيا هيچ مجرمى پيدا مىشد كه با آگاهى از اين كه جزاى او فورى است مرتكب گناهى شود ؟ و آيا هيچ بشرى در صورتى كه مىدانست پاداش كار نيك فورى است ، در كوشيدن و شتافتن به سوى كارهاى نيك و گرامى داشته لحظهاى تأخير مىورزيد ؟
در اين صورت ، از صبر گريزى نيست تا مهلت معيّن شده بگذرد ، و كتاب به پايان خود برسد ، در آنجا جزا يك ساعت نيز به تأخير نمىافتد ، و اگر كوششهاى تمام اهل زمين متمركز شود و به كار افتد / 141 كه حكومتى ستمگر را كه مهلتش رسيده تمديد كنند ، هرگز نمىتوانند .
«
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
- پس صبر كن ، البتّه وعدهء خدا راست است . » به زودى ستمكاران به بدترين صورتى سرنگون خواهند شد و لعنت نفرين كنندگان آنها را فرا خواهد گرفت ، و پروردگار رسالتهاى خود را پيروز خواهد كرد و مستضعفان را بر زمين چيره مىكند ، اينها همه وعدهء خداست ، و وعدهء خدا خلاف نمىشود ، اما نياز به صبر دارد .
«
فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ
- يا بعضى از آن چيزها را كه به آنها وعده دادهايم به تو نشان مىدهيم يا تو را بميرانيم و آنها به نزد ما باز گردانيده شوند . » از آنجا كه پيامبر و هر كه از راه او پيروى مىكند در طلب پيروزى براى شخص خود نيست بلكه رسالتش را پيروز مىخواهد ، نتيجه براى او يكسان است ، خواه اصولش در زندگى او پيروز شود يا پس از وفات او .
براستى كه پيامبر و مؤمنان خويشتن را در طلب خشنودى خدا فروختهاند ، و در جستجوى راضى كردن خود با انتقام گيرى از دشمنانشان نيستند ، بلكه كار خود را به پروردگار خويش واگذاشتهاند ، خواه ايشان را پيروزى دهد يا بميراند ، در هر حال ايشان تكليف واجب خود را ادا كردهاند .
حقّا كه اين بالاترين درجات ايثار و از خود گذشتگى است كه خداوند