از گياه و جاندارانش بيدار مىشوند و موجودات رداى روشنايى مىپوشند ، چنان كه گويى به يكديگر مىنگرند ، بر انسان جلوه افروز نمىشد ، پس درازا و آرامش شب فعاليّت و جنبش و فروزش روز را آماده مىسازد .
«
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً
- خداست آن كه شب را برايتان قرار داد تا در آن بياراميد و روز را روشنايى و بينايى بخشيد . » براستى ، خداست كه شب و روز را بدين دقّت محدود و معيّن مقدّر كرد و به اندازه داشت . پس اگر حركت زمين در رويارويى با خورشيد ، به دور خود نمىبود شب و روز از پس يكديگر نمىآمد ، و اگر زمين به شتابى تندتر از آنچه اكنون دارد مىچرخيد ، حتما آنچه بر آن قرار دارد مىپراكند و از هم مىگسست و در فضاى پهناور چون خس و خاشاك پراكنده مىشد ، و اگر كندتر از اين به گرد خود مىچرخيد ، زندگى بر اثر گاه سرماى بسيار و گاه گرماى افزون نابود مىشد / 121 . پس منزّه است ذات سبحانى كه شب و روز را به اندازه معيّن و مقدّر كرد ، و چه شگفت است حال كسى كه در آغوش شب مىآرامد و در عرصهء روز به تكاپو درمىآيد آن گاه بر پروردگار خود بزرگى مىفروشد ؟
«
إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
- خدا فضل خويش را به مردم ارزانى مىدارد . ولى بيشتر مردم سپاس نمىگذارند . » مردم نعمتهاى بزرگ خدا ، شب و روز را به ياد نمىآورند و نمىدانند كه آنان را در ايجاد اين نعمتها دستى نيست ، بلكه فضل و منّتى است از جانب خدا بر آنان ، و حقّى كه بر آنان است اين است پروردگار خود را كه چنين فضلى به ايشان كرده است سپاسگزار باشند ، و رساترين سپاس آن است كه بدانند او نعمت بخش است ، پس دلهايشان به ذكر او سر بسپارد ، و سپس اندامهايشان به كار بندگى و عبادت او بپردازد .
[ 62 ] به موجوداتى كه پيرامونت هستند بنگر ، آيا در هر چيزى آثار قدرت ، و لطف صنعت ، و وسعت دانش و آگاهى ، و كمال حكمت ، و حسن تدبير او را