كتاب دانستيم توفيق توبه را نيز خود حق تعالى به بندگان عطا مىفرمايد و به قول استاد بزرگوار ما علامهء طباطبائى ( رحمةالله ) ، هر توبهء بنده ، پيچيده شده در دو توبه از حقتعالى است . اوست كه ابتدا عطف توجّه مىكند و به اين وسيله توفيق مىدهد و سپس ، توبهء بندهء خويش را مىپذيرد .
گاهى نيز بندگان را به سوى مقرّبين درگاهش كه اهلبيت ( ع ) هستند ، سوق مىدهد تا با توسّل به ايشان و بهرهمندى از شفاعت آن بزرگواران ، به توبهء مقبول دست يابند و از اين رهگذر ، به پيروى از سيرهء عملى اهلبيت ( ع ) تشويق گردند .
امّا آنچه شايستهء توجه جدّى است و پيش از اين نيز بهطور مكرّر بدان تأكيد كردهايم ، اين است كه جذبِ توفيقِ توبه ، يا بهرهمندى از بركات توسّل و شفاعت و يا استفاده از ساير اسباب آمرزش ، نياز به لياقت و شايستگى دارد . هر بندهاى با هر ميزان گناهى كه دارد ، شايستهء آمرزش الهى نيست و همهء اسباب آمرزش ، بهانهء دستيابى به لياقت مىباشد .
به عبارت رساتر ، انسان بايد يك حدّاقل تلاشى كرده باشد و به نحوى شايستگى خود را به اثبات رسانيده باشد تا لياقت آمرزش را بيابد . اگر چنين باشد ، مىتوان گفت : سعى بنده و فعلى كه انجام داده است ، سبب جذب رحمت الهى و برخوردارى از نعمت مغفرت و آمرزش براى او شده است . در حقيقت بندهاى كه آمرزيده مىشود ، با تلاش خود ، سلسلهء علل و اسباب آمرزش را طى كرده است ؛ و گرنه خداوند متعال اهل تبعيض و بى عدالتى نيست كه بنابر دلخواه خود ، گروهى از بندگان را به بهانهاى ببخشد و گروهى ديگر را به عذاب جهنّم گرفتار نمايد . ولى حقيقتاً به آمرزش بندگان تمايل دارد و از اين جهت براى دستيابى آنان به لياقت آمرزش ، زمينهسازى مىكند .
آياتى از قرآن كريم نيز كه براى هدايت يا گمراهى بندگان يا مواردى از اين
سير و سلوك (منزله دوم: توبه) (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٨٨