نيازهاى مادى خود ، خانواده و اجتماع ، موجب مىشود بهطور طبيعى اندكى از ياد و توجّه دايمى كه به خداوند سبحان دارند ، غافل شوند . اگرچه آن ذوات نورانى براى رضاى خدا و در حدّ ضرورت به رفع نيازهاى جسمى و مادى مىپردازند ، امّا آنان از هرگونه اشتغال به امور مادّى و جسمى هم توبه مىكنند . يعنى از اينكه هنگام غذاخوردن ، خوابيدن و ارضاى ساير غرائز ، اندكى متوجّه غير خداوند بودهاند ، به آه و زارى در درگاه حقتعالى مى پردازند ؛ زيرا آنان از خود انتظار دارند كه همهء اوقات و
اعمال آنان ، صرف توجّه و فرورفتگى در ياد و ذكر حق تعالى باشد .
مىدانيم كه توجّه به غير خدا ، گناه نيست ، ترك اولى نيز محسوب نمىشود ، جزو مكروهات هم شمرده نمىشود ، امّا معرفت والاى معصومين ( ع ) به خداوند ، اقتضا مىكند كه توجه به غير حق تعالى را براى خود گناه بدانند و از آن احساس ندامت كنند .
اهلبيت ( ع ) هميشه در مقام عنداللّهى به سر مىبرند و توجّه به غير خدا را خروج از مقام عنداللّهى مىدانند و از اين جهت نسبت به آن استغفار مىكنند . اين ندامت و استغفار ، از ميزان درك والايى كه نسبت به قصور و تقصير خود داشتهاند ، سرچشمه مىگيرد . اساساً يكى از وجوه تمايز معصوم و غير معصوم ، تفاوت در ميزان درك قصور و تقصير است . افراد عادى و غير معصوم ، گناه مىكنند و ضرورت توبه را احساس نمىكنند ، امّا معصومين ( ع ) ، از اندك توجّهى كه به غير دارند ، احساس ندامت و اظهار پشيمانى مىكنند .
بنابر اين ، آنهمه گريه و زارى كه اهلبيت ( ع ) دارند ، به خاطر انصراف از دوام توجّه و لقاى پروردگار است . به تعبير شيواى فيلسوف و حكيم بزرگ ، مرحوم ملّا هادى سبزوارى ( رحمةالله ) كه پيش از اين نيز آورديم :
كَدَرَجِ التَّوب مَراتِبِ التُّقَى * مِن حُرمَهء أوْ حلّ أو غَيرِ اللّقاء