جلسهاى حضور يابند كه نتيجهء علمى و معرفتى و دينى و اخروى ويژهاى ندارد ، اندوهگين مىشوند و توبه مىكنند .
در اهميت و جايگاه برجستهء وقت ، به بُعد و زاويهء ديگرى نيز مىتوان اشاره كرد . آدمى مىتواند با صرف يك ساعت وقت ، لااقل به اندازهء يك سال عبادت كند :
« تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة » « 1 »
هر انسانى بايد گاهى با خود خلوت كند و فكر كند كه از كجا آمده است ؟
اكنون كجا است ؟ و به كجا خواهد رفت و با اين تفكّر خود را و زندگى آيندهء خود و اطرافيان را دريابد .
روزها فكر من اين است و همه شب سخنم * كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از كجا آمدهام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ * به كجا ميروم آخر ؟ ننمايى وطنم
ماندهام سخت عجبكزچه سبب ساخت مرا ؟ * يا چه بوده ست مُراد وى ازاين ساختنم ؟
آنچه از عالم عِلوى است ، يقين مىدانم * رخت خود باز برآنم كه همانجا فكنم
مرغ باغ ملكوتم ، نِيم از عالم خاك * چند روزى قفسى ساختهاند از بدنم
خُنك آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست * به هواى سر كويش پر و بالى بزنم
تا به تحقيق مرا منزل و ره ننمايى * يك دم آرام نگيرم نفسى دم نزنم
اگر چنين تفكّر معنوى و چنين انديشهء عارفانهاى در زندگى خواص وجود ندارد ، بايد توبه كنند و قدرى به خود آيند و به سوى خداى خويش بازگردند .
انجام اعمال عبادى و معنوى و فراهم آوردن توشهء راه براى سفر آخرت ، يكى ديگر از دستاوردهايى است كه با استفادهء صحيح از وقت و عمر ، نصيب آدمى خواهد شد . برنامهء زندگى روزانهء بسيارى از مردم ، فقط خوردن و خوابيدن و ارضاى غرايز است و بدتر از آن ، سرگرم شدن به فيلمها و موسيقىهايى كه اگر حرام
هامش
( 1 ) . تفسيرالعياشى ، ج 2 ، ص 208