« عَبَسَ وَ تَوَلَّي ان جاءَهُ الاعْمي » « 1 »
؛ مقصود اين است كه خدا به ثروت و تموّل افراد نمىنگرد ، بلكه به تقوا و دل پاك بندگان خويش نگاه مىكند .
اين روش پيامبر ( ص ) نسبت به مردم ؛ چه كافر و چه مسلمان فرق نمى كند . او حاضر نيست در مجلس او به كسى توهين شود . او حاضر نيست دشمنش بميرد يا آسيبى ببيند با اينكه دشمن به طرف او سنگ پرتاب مىكند و او را زخمى مىگرداند ، در مقابل براى هدايت او دعا مىكند . از ما نمىخواهند آنطور كه آنها هستند باشيم ، بلكه مىخواهند گذشت و عفو در جامعه رواج داشته و حكمفرما باشد .
ولى متأسّفانه چيزى كه نيست همين گذشت و ايثار است و مشكل از همين جا شروع مىگردد ؛ كه افراد نسبت به يكديگر گذشت و فداكارى ندارند و هر چه هست براى خود مىخواهند . اگر همهى افراد جامعه به اين آيهى قرآن
« أَن تَعفُوا وَ تَصفِحُوا وَ تَغفِروا وَ أَن اللّه غَفور رَحيم » عمل كنند ، معضلاتى مانند طلاق در عالم تشيع و جمهورى اسلامى به وجود نمىآيد . متأسّفانه طلاق در جامعه زياد شده است و اين امر حاكى از آن است كه خانوادهها محبّت ، مهربانى و ايثار را فراموش كرده و به جاى آن كدورت و كينهتوزى را در ميان خود رواج داده اند .
آنكه به او ظلم شده است ، بايد عفو كند . اصلًا نبيند كه بخواهد عفو كند و بايد در مرتبهى بالاتر ، در قبال ظلمى كه به او شده است ، خوبى بكند ، آن وقت است كه رحمت خدا بر او نازل مىشود . بزرگان گفتهاند بايد به
هامش
( 1 ) - عبس / 1 و 2 : « چهره در هم كشيد و روى گردانيد كه آن مرد نابينا پيش او آمد . »