منافقان از يهودىها و كفّار قريش و مشركين بدتر بودند . اوّلين تلاش منافقان ، تفرقه افكنى در جامعهى مسلمانان بود . و اين روش از آن جهت بيشتر استفاده مىشد كه مىديدند پيامبرگرامى اسلام ( ص ) بر اتّحاد و وحدت مسلمانان همّت مىگمارند . منافقان با تحريك عصبيت و حميتهاى قومى ، در دل مسلمانان بذر نفاق مىپاشيدند .
ايجاد رعب و هراس در دل مسلمانان
كار ديگر منافقان ، ايجاد رعب و هراس در دل مسلمانان هنگام جنگها بود . به مسلمانان مىگفتند : شما با چه امكاناتى قصد مقابله با مشركين را داريد ؟ با آن امكاناتى كه مشركين دارند ؛ حتماً پيروزند و شما شكست خوردهايد ؛ جنگ با كفّار بىنتيجه است و جز شكست ثمرهاى براى شما نخواهد داشت . اين جنگ روانى منافقان ، افراد سست ايمان را متزلزل مىساخت .
شركت در جنگ و گريختن از عرصه نبرد
از ديگر روشهاى آنان ، شركت در جنگ و گريختن از عرصهى نبرد به هنگام رويارويى بود . از نمونهى اين روش منافقان مىشود به جنگ « احد » اشاره نمود كه چندين هزار نفر از كفّار و مشركين قريش از طوايف متعدّد به سوى مدينه حركت كرده بودند تا مدينه را ويران كنند . هنگامى كه لشكر مسلمانان عازم جبهه شد ، عدّهاى از منافقان تفرقه افكنى كرده و دسته جمعى به بهانهى قهر ، از جبهه بيرون آمدند و بدين طريق توانستند حدود سيصد نفر از سست ايمانان را فريب بدهند . سركردهى منافقان ، يك فرد يهودى بود كه