به ظاهر اسلام آورده بود . اين روش آنان ضربات سنگينى به جامعهى اسلام و حكومت پيامبر ( ص ) وارد كرد . « 1 » در جنگ احزاب نيز نقش بسزايى در ضربه زدن به مسلمانان ايفا كردند و اگر حضرت على ( ع ) با « عمرو بن عبدود » مقابله نمى كرد ، شكست مسلمانان حتمى به نظر مىرسيد ؛ زيرا كفّار قريش قادر به عبور از خندق نبودند ، از اين رو منافقان ، يهوديان مدينه را بر پيامبر ( ص ) شوراندند . « 2 »
معرفى پيامبر ( ص ) به عنوان فرد ساده لوح
منافقان پيامبر ( ص ) را شخصى ساده و بىسياست معرفى مىكردند :
« وَ يَقُولُونَ هُوَ اذُنٌ قُلْ اذُنُ خَيرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّه وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ » ؛
« 3 » مىگويند : او فردى زودباور است . به محض اينكه كلامى را بشنود ، مىپذيرد . به همفكران خود مىگفتند : شما هر خلافى مىتوانيد انجام دهيد سپس سراغش برويد و عذرخواهى كنيد . زود از دست شما راضى مىشود . از اين رو ، اين آيه نازل شد ؛ كه نه تنها پيامبر ( ص ) فردى زودباور نيست ، بلكه خيلى سياست دارد . او سعهى صدر دارد ، دريادل است و مىتواند مشكلات را حل كند .
اين آيهى شريفه ، به منافقان فهماند ؛ كه پيامبر ( ص ) از توطئههاى آنان آگاه بوده و اگر مقابلهاى شديد با آنها ندارد ، از سعهى صدر او نشأت مىگيرد . و نيز مىفهماند كه خدا آنها را رسوا كرده است ، امّا بزرگوارى آن حضرت مانع
هامش
( 1 ) - واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 215
( 2 ) - همان ، ص 470 .
( 3 ) - توبه / 61 : « و مىگويند او زود باور است ، بگو گوش خوبى براى شماست . به خدا ايمان دارد و [ سخن ] مؤمنان را باور مىكند . » .