مردم سه دستهاند : عدهاى دانشمند الهى و عدهاى آموزنده بر طريق رستگارى و عدهى سوم مانند پشههايى هستند كه دستخوش باد و طوفانند و با هر نسيمى به اين سو و آن سو سرگردان مىشوند .
تصوّر نكنيد چنين امتحاناتى براى ما پيش نمىآيد ، هميشه امتحان در راه است . چنان كه در قرآن مىخوانيم :
« أحَسِبَ النّاسُ أن يُتْرَكُوا أن يَقُولُوا ءامَنّا وَ هُم لا يُفْتَنُونَ » ؛ « 1 »
اين امتحانات منحصر به زمانى خاص نيست . قرآن نمونههاى فراوانى از فتنهها و امتحانات الهى را بيان مىكند تا مؤمنان بدانند با اين آزمايشها چگونه مقابله كرده و از آن آزمونها سرافراز بيرون آيند . سامرىها در غيبت موسى هنوز گوساله مىسازند . به هوش باشيم كه در عصر غيبت حضرت ولىعصر ( عجل التعالى ) نيز انسانهاى دغلكار و مكّار با نقشهها و ترفندها در صدد انحراف مسلمانان از صراط حقّ هستند .
معناى چهارم كه دربارهى « منافق » از قرآن قابل برداشت است ، آدمهاى متظاهر و دو رو است . كه اين دو رويى نيز از مصاديق نفاق است . به عنوان مثال در مقابل دوستش چنان اظهار ارادت و محبت مىكند كه گويا فدايى اوست ، امّا به محض اينكه او عبور مىكند ، شروع به غيبت و بدگويى از او مىكند . اين خصلت به قدرى مورد تنفّر حضرت حق واقع شده است كه در قرآن با « مرگ » ، « مرده باد » و « كشته باد » آنان را از گروه مسلمانان جدا مىسازد و با لقب « منافق » از آنان ياد مىكند .
هامش
( 1 ) - عنكبوت / 2 : « آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم ، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند ؟ »