مىشود تا خطاى آنان را به رُخشان بكشد . و از سنّت و قانون ؛ گذشت و ايثار و اغماض بهره مىگرفته است .
منافقان در طى جلسات متعدّدى نقشه مىكشيدند ؛ كه براى مقابله با آن حضرت چه بايد كرد ؟ در محافل خصوصى خود رسول خدا و مسلمانان را مسخره كرده و آنها را انسانهايى نادان و ساده لوح مىخواندند و البتّه در همان جلسات پيامبراكرم ( ص ) افراد اطلاعاتى و « عيون » داشتند كه آنچه در محافل آنها مىگذشت ، به آن حضرت گزارش مىكردند . اسلام به مسألهى اطلاعات بسيار اهميت مىدهد .
اميرالمؤمنين ( ع ) در نهجالبلاغه چند بار به اين نكته اشاره دارند . آن حضرت بر استانداران نظارت دقيق داشتهاند . پيامبر ( ص ) نيز از اين نظارت و اطلاعات به خوبى برخوردار بوده و هر توطئهاى را در نطفه خفه مىكردند . گاه منافقان وقتى مىديدند رسول خدا از توطئه و سخنان آنها با اطلاع شده است ، خود به نزد آن حضرت مىآمدند و عذرخواهى مىكردند .
ترور پيامبر ( ص )
يكى از موضوعات و طرحهايى كه در جلسات منافقان مطرح مىگرديد ، طرح ترور و به شهادت رسانيدن آن حضرت بود . تصوّر مىكردند با شهادت پيامبر ( ص ) طرح براندازى اسلام به نتيجه خواهد رسيد . در ماجراى سقيفهى بنىساعده نيز در پى همين خواسته بودند .
در تاريخ اسلام به يكى از نقشههاى منافقان در ماجراى جنگ تبوك اشاره شده است كه گروهى - 8 يا 10 نفره - براى به شهادت رساندن او چنين نقشه كشيدند ؛ كه هنگام عبورآن حضرت از دامنهى كوه ، با ترساندن شتر او ، موجب