تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و بنا به فرمايش رسول‌گرامى ( ص ) : كه در شأن اميرالمؤمنين ( ع ) فرمودند : « كنت كَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّكُهُ الْعَواصِفُ » ، « 1 » مؤمن مانند كوهى است كه هيچ طوفان و بارشى نمىتواند او را از جاى حركت دهد . مؤمن اگر اين چنين شد ، مىتواند فرشتگان را هم ببيند . ملائكه بر او نازل مىشوند و به او مىگويند هيچ غم و اندوهى نداشته باش و او را از هر محنت و نگرانى نجات داده و بشارت مىدهند : « نَحْنُ أوْلِيائُكُمْ فِي الْحَيوهِ الدُّنيا وَ فِي الآخِرَه » ؛ « 2 » البته اين معناى سوم نيز در صدر اسلام وجود داشت و دليلِ برپا شدن سقيفه‌ى بنىساعده را مىتوان وجود چنين افرادى ميان مسلمانان دانست كه با وزش باد نفاق انگيز اهل سقيفه به سوى آنان متمايل شدند و على ( ع ) را علىرغم آن همه سفارش پيامبر ( ص ) تنها گذاشتند . در ماجراى شهادت حضرت اباعبدالله الحسين ( ع ) نيز نامه‌هاى فراوان اهل كوفه كه همين روحيات را داشتند ، فراوان مشاهده شد ، اما وقتى فضاى سياسى كوفه عوض شد ، همان افراد به مقابله‌ى آن حضرت رفتند . از همين روست كه اميرالمؤمنين ( ع ) در نهج‌البلاغه مردم را به سه دسته تقسيم مىكنند : « النّاسُ ثَلاثةٌ : فَعالِمٌ رَبّاني وَ مُتَعَلِّمٌ علي سَبيل نَجاةٍ و هِمَجٌ رَعاعٌ أتباعُ كُلِّ ناعِقٍ يَميلُونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ » ، « 3 »
هامش
( 1 ) - محمد كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 455 ( 2 ) - فصلت / 31 : « در زندگى دنيا و آخرت دوستتان ماييم . » ( 3 ) 2 - نهج البلاغه ، حكمت 147
تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 114 | الشيخ حسين المظاهري