اينها بدين معنى است كه يك ركن از اركان اسلامى را به فراموشى سپردهايم . اين حالت در صدر اسلام بين مسلمانان كم بود ، اما كم كم اين حالت سستى در بين مسلمانها بيشتر مشاهده شد .
گروه سوّم گروهى هستند كه دين خود را در برابر دنياى مادى به تاراج مى گذارند ؛ تا آنجا كه مصاديق
« مُذَبْذَبينَ بَينَ ذَلِكَ لآ إلي هَؤُلآءِ و لآ إلي هَؤُلاءِ » ؛
« 1 » بيشتر گرديده و عدّهاى روحيهاى پيدا ميكنند ؛ كه هر طرف بادى وزيد ، به آن سو متمايل مىشوند . اگر زمينهى نماز و عبادت فراهم شد ، عابدى به تمام معنا مىشوند و اگر زمينهى فساد و فحشا فراهم شد ، بدان متمايل مىشوند . حضرت رسول اكرم ( ص ) در خطبهاى مىفرمايند :
« يأتي على الناس زمان بطونهم آلهتهم ونساؤهم قبلتهم ، ودنانيرهم دينهم ، وشرفهم متاعهم ، لا يبقى من الايمان إلا اسمه ، و من الاسلام إلا رسمه ، ولا من القرآن إلا درسه . . . » ؛ « 2 »
زمانى مىرسد كه پول و دينار دين مردم و شهوت و هوى و هوس قبلهى آنان مىگردد . براى شكمشان متواضع شده و دين خود را براى شكمشان به تاراج مىگذارند . . . .
اين افراد ، به تعبير پيامبر ( ص ) نه مسلمانند و نه كافر ؛ كه به اسلام عمل نمىكنند ولى كافر هم نيستند ، به اسلام اعتقاد دارند ، در حالى كه از نشانههاى مؤمن ، استقامت در ايمان است . چنان كه مىفرمايد :
« انَّ الّذينَ قالُوا رَبُّنا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَهُ ألَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الّتي كُنتُمْ تُوعَدُونَ » ؛
« 3 »
هامش
( 1 ) - نساء / 143 : « ميان آن [ دو گروه ] دودلند ؛ نه با اينانند و نه با آنان »
( 2 ) - مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 376
( 3 ) - فصلت / 30 : « در حقيقت كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ، سپس ايستادگى كردند ، فرشتگان بر آنان فرود مىآيند و [ مىگويند ] هان بيم مداريد و غمگين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد . »