عوائدش به آن رسيدگى نمى كند . يا مثلًا باغ ميوه ايست كه محصول هم دارد اما خرج آن به دخلش نمى ارزد و لذا رهايش كرده است . حكم زمينهاى بائره چيست ؟ مشهور فقها گفته اند كه باقى بر مالكيت صاحب آن است و دليلشان نيز همان استصحاب است . اما در مقابل مشهور ، شهيد صدر در « اقتصادنا » مى فرمايد : « تا سه سال مالك است اما بعد از آن حاكم شرع مىتواند از او گرفته و به ديگرى بدهد تا به آن رسيدگى كرده و روى آن كار كند » .
روايتى كه مورد تمسك مرحوم صدر است ، روايت ذيل است :
محمد بن يعقوب عن عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد عن الريان ابن الصلت او رجل عن الريان عن يونس عن العبد الصالح قال : ان الارض لله تعالي جعلها وقفاً علي عباده فمن عطل ارضاً ثلاث سنين متوالية لغير ما علة اخذت من يده و دفعت الي غيره و من ترك مطالبة حق له عشر سنين فلا حق له « 1 » .
« اگر كسى زمينى را بدون علت به مدت سه سال متوالى معطل كند ، از او گرفته و به ديگرى داده مىشود و اگر كسى ده سال حق خود را مطالبه نكند ، ديگر حق مطالبه ندارد و صاحب حق شناخته نمى شود » .
روايت از نظر سند مجهول است يعنى راوى نمى داند كه آيا سهل بن زياد از ريان نقل كرده يا از مرد ديگرى و لذا از نظر سند مخدوش و غير قابل استناد است و از نظر دلالت نيز ناتمام است . حتى خود مرحوم صدر هم به ذيل روايت يعنى قاعده مرور زمان عمل نكرده است چون در فقه قاعده مسلم البطلانى است
هامش
( 1 ) . روايت اول از باب 17 ، ج 17 ، وسائل الشيعه صفحه ى . 345