تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
وباسناده عن الحسين بن سعيد عن النضر عن هشام بن سالم عن سليمان بن خالد قال سألت ابا عبد الله ( ع ) عن الرجل يأتي الارض الخربة فيستخرجها و يجري انهارها و يعمرها و يزرعها . ماذا عليه ؟ قال : الصدقة . قلت : فان كان يعرف صاحبها ؟ قال : فليؤد اليه حقه « 1 » . اطلاق قسمت اول روايت ، كلام علامه را تأييد مىكند كه زمين خرابه اعم از اينكه صاحبى داشته يا نداشته باشد و يا اينكه صاحب دارد و اعراض هم نكرده باشد ، قابل ملكيت بوسيله احياست و فقط محيى بايد صدقه بدهد . اما قسمت دوم روايت مورد تمسك مشهور فقها قرار گرفته است زيرا از آن فهميده مىشود كه صاحب زمين خرابه نسبت به آن حق دارد ، زمين از آن او و حق اوست و محيى بايد حق او را بدهد . البته ما سابقاً اين روايت را بخاطر تعارضش با روايت ديگر حمل بر استحباب كرديم ، ولى مشهور ، نظير صاحب جواهر به همين روايت تمسك كرده اند . اگر كلام صاحب جواهر را پذيرفتيد كه مى فرمايد : « جمع بين روايات اقتضا مىكند كه اگر اعراض كرده حقى ندارد و اگر اعراض نكرده باشد حق دارد » ، مطلب روشن است و اگر اين كلام را نپذيرفته و گفتيد اين روايت دلالت ندارد ؛ باز گفته ى مشهور دليل دارد و آن استصحاب ملكيت است . بنابراين ، تا صاحب اولى از آن اراضى اعراض نكرده باشد ، ملك او محسوب مىشود . بطور كلى اراضى بائر عبارت است از زمينهائى كه خرابه نيست ، آباد است اما مورد بى اعتنائى صاحبش واقع شده است يا به جهت تنبلى و يا عدم احتياج به
هامش
( 1 ) . روايت 3 از باب 3 از ابواب احياء موات ص 329 ج 17 وسائل الشيعه .