داده مىشود .
2 . « مقام اثباتى » :
محمد بن يعقوب عن عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد عن احمد بن محمد جمعياً عن ابن محبوب عن معاوية بن وهب قال سمعت ابا عبد الله ( ع ) يقول ايما رجل اتي حربة بائرة فاستخرجها و
كري انهارها و عمرها فان عليه فيها الصدقة فان كانت الارض لرجل قبله فغاب عنها و تركها فاخربها ثم جاء بعد يطلبها فان الارض لله و لمن عمرها « 1 »
« هر كه خرابه بائره اى را آباد كند مالك مىشود و چيزى بر او نيست جز زكوت و اگر صاحب قبلى آمد مطالبه اى كرد ؛ حقى ندارد » . اين روايت كه صحيحه است بر چند چيز دلالت مىكند يكى اينكه اگر كسى زمين خرابه اى را آباد بكند ؛ مالك آن مىشود و ديگر اينكه در اين جهت فرقى نمى كند كه صاحب داشته يا نداشته باشد و ديگر مالك اصلى حق هيچ ادعائى را ندارد . اما روايت دلالتى ندارد كه اين ملكيت از چه بابى است . آيا از باب نثار العرس و يا از باب اينكه در ملك امام قرار گرفته و سپس بوسيله احياء از ملك امام به ملك محيى منتقل شده است ؟ روايت ديگر روايت كابلى است كه وسط روايت چنين است :
. . . فان تركها و اخربها فاخذها رجل من المسلمين من بعده فعمرها و احياها فهو احق بها من الذي تركها « 2 »
« اگر زمين صاحب داشت اما از آن اعراض كرد و
هامش
( 1 ) . وسائل ج 17 ، روايت 1 باب 3 ابوات احياء موات صفحه ى 328 .
( 2 ) . روايت 3 از همان باب .