بلكه مثل احاطه نفس است به صورت هايى كه در آن ، نقش بسته است . به عبارت ديگر احاطه او احاطه قيّومى است . لذا او ذاتا وعلما مستقل وبىنياز است و غير از او همه تدلّى و نيازمند بلكه فقر محضاند .
بدون شك اين گونه علم ، علم حضورى شهودى حقيقى است و اگر انسان همين يك مطلب را دريابد براى نگه دارى و جلوگيرى او از خطا كافى است . لذا در قرآن شريف بارها و بارها تكرار شده است كه خداوند تعالى كارها را مىبيند و بر مردم احاطه دارد . او به هر كارى كه صورت گيرد احاطه دارد و هيچ چيز از او فروگذار نمىشود .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٠