تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
از آن جا كه خداوند تعالى بر طرف كننده شكستگىهايى مانند : شكستگى دل ها ، گسستگى كارها ، ترميم و اصلاح امور ، كمال بخشيدنِ به جان‌ها ، رفع كمبودها ، تكميل كارها ، تبديل ناتوانى به توان مندى ، تبديل فقر به بى نيازى ، ذلت به عزت ، ضعف به قدرت و . . . مىباشد . پس او « جبار » است . به معناى جبران كننده . هر كس كه ادعاى اين كارها را داشته باشد ، « جبار » است از مصدر « جبر » به معناى ظلم و زور ، زيرا لباس خدا را بر تن كرده كه اين كار ، شرك است . شرك هم ظلم و ستم بزرگى است . خداوند تعالى در قرآن از زبان لقمان مىفرمايد : ؛
وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 1 » فرزندم ! براى خدا همكار و شريكى در نظر نگير كه شرك ، ستم بزرگى است . البته هر كس كه طبق حكم خداى تعالى حكم كند يا از جانب خداى تعالى منصوب شده باشد كارش صحيح است . در حقيقت حكومت او همان حكم رانى خداوند است . چنان كه هر كس شرايطى را فراهم كند كه موجب جبران كارهاى مردم شود ، در نزد خداى تعالى دوست داشتنى ترين آفريدگان است . اشكالى ندارد كه مجازا به او گفته شود « بر طرف كننده كمبودهاى مردم » . چنان كه در بعضى ازمقدمات درباره آن بحث شد . گفته شده است كه يكى از سخاوت مندان به نام « خزيمه » بختش واژگون شد . « عكرمه » كه والى جزيره بود از اين ماجرا خبردار شده و يك كيسه دينار به او داد . خزيمه اصرار مىكرد كه عكرمه خود را به او معرفى كند و عكرمه هم از اين كار خوددارى مىكرد تا آن كه سرانجام گفت : « من جبران كننده كمبودهاى كرم بخشانم » .
هامش
( 1 ) . لقمان ، آيه 13 .