لذا بعد از اين ، ديگر استفاده ولايت تكوينى از اين آيه بسيار نزديك است . با اين تقريب كه اداى شهادت در روز قيامت نيازمند تحمل آن در دنياست و معلوم است كه تحمل شهادت در دنيا نيازمند آن است كه : اولًا ، اطلاع و اشراف داشته باشد و ثانيا ، بر ضماير و نهادها اطلاع داشته باشد ، چرا كه حقيقت هر كارى وابسته به نيت است . پس علم به حقيقت عمل و باطن ، حاضر و غايب ، موجود و معدومش نيازمند اشراف و اطّلاع ، حتّى از باطن ها و نهادهاست .
همچنين نيازمند احاطه شخص است به طورى كه نفس بر موجودات ذهنى احاطه دارد و ما از ولايت تكوينى همين را مىدانيم كه جز اين نيست . همچنين كلام الهى است كه :
؛
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ
« 1 » ولايت مدار شما خدا و رسول اوست و كسانى كه ايمان آورده اند و نماز را به پا مىدارند و در حين ركوع زكات مىدهند .
كه تمامى شيعيان و بيشتر برادٍران اهل سنت در اين كه منظور از « والذين آمنوا . . . » حضرت امير ( ع ) بوده است ، متفق القول هستند .
تقريب آيه در اين مقام - ولايت تكوينى - آن است كه وحدت سياق ، دلالت بر آن دارد كه رسول خدا و ائمه ( ع ) بر مردم ولايت دارند ؛ چنان كه خدا بر آنها ولايت دارد و ولايت در همه آنها به يك معناست و از آن جا كه ولايت خدا بر مردم ، هم تشريعى است و هم تكوينى ، ولايت رسول خدا ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) نيز بر مردم ، هم تشريعى و
هامش
( 1 ) . مائده ، آيه 55 .