هم تكوينى است ، و گرنه بهتر و مناسب تر بود كه كلمه « وليكم » هم تكرار مىشد ، چنان كه در آيه زير كلمه « يؤمن » تكرار شده است :
؛
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
« 1 » بگو خوش باور بودن او به نفع شماست كه هم به خدا ايمان آورده و هم براى مؤمنان ايمان را - به ارمغان - آورده است .
به اين جهت كلمه « يؤمن » در آيه تكرار شده است كه منظور از نوع « ايمان به الله » با نوع « ايمان به مؤمنين » متفاوت است .
فخر رازى در تفسير خود ذيل آيه « اطاعت » گفته است كه وحدت سياق در آيه دلالت بر عصمت اولى الامر هم مىكند ؛ الآن كه او خطا مىكند يا وادار به خطا مىشود . و گفته است منظور از اولى الامر تمامى اصحاب رسول خدا هستند - كه از اين نوع كورى به خدا پناه مىبريم - كلام الهى است :
؛ « 2 » بگو - هر كارى كه مىخواهيد بكنيد - پس به زودى خدا و رسولش و مؤمنان عملتان را مىبينند .
تقريب آيه هم اضافه بر آن كه دلالت بر وحدت سياق دارد ، رؤيت آن هم نظير رؤيت خداوند تعالى ، هم بر ظاهر و هم بر باطن ، هم بر حاضر و هم بر غايب عمل است ، نيازمند اطلاع كامل و اشراف تام است و اين ممكن نيست مگر با ولايت تكوينى .
البته نظير اين قبيل آيات در قرآن بسيار زياد است .
اما رواياتى كه در اين موضوع خاص است از حد تواتر مىگذرد :
هامش
( 1 ) . توبه ، آيه 61 .
( 2 ) . همان ، آيه 105 .