تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
و در آيه ديگر نيز مىفرمايد : ؛
وَ قَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
« 1 » و به يكى از آنها كه به نظرش مىرسيد نجات خواهد يافت گفت : از من هم پيش اربابت يادى بكن . شيطان ياد پروردگارش را از خاطرش برد لذا چند سال در زندان باقى ماند . لذا مىبينيد كه چون يوسف به غير خدا پناهنده شد جزايش چند سال زندانى بود ، و نيز كلام الهى است : ؛
فَلَوْ لَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
« 2 » اگر چنان چه - يونس - از تسبيح كنندگان نمىبود تا روز قيامت در دل ماهى باقى مىماند . در كافى آمده است كه : يكى از پيامبران بنى اسرائيل دانشمند مؤمنى را ديد كه در زير ديوار مانده و گوشت صورتش را مورچگان مىخورند . و وقتى وارد شهر شد ديد ستم گرى مرده است و مردم او را تشيع مىكنند . تعجب كرد و از پروردگارش خواست قضيه را برايش روشن كند . خداوند به او جواب داد كه اين عالم براى قضاى حاجتى به سراغ آن ظالم ، رفته و او هم خواسته اش را برآورده كرده بود . لذا هر دوى آن‌ها را به اين صورت مدد رسانديم . قضيه على بن يقطين و ابراهيم جمال در زمان حضرت موسى بن جعفر ( ع ) در تاريخ مشهور است و در سيره ائمه نظاير فراوانى دارد كه حضرت ، على بن يقطين را به خاطر آن كه ابراهيم جمال را تحقير كرده بود ، به حضور نپذيرفت و به او فرمود : تا رضايت او را جلب نكند او را به حضور نخواهد پذيرفت .
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيه 42 . ( 2 ) . صافات ، آيه 143 و 144 .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 433 | الشيخ حسين المظاهري